فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ٦٢ - مقدمه ثانيه در بيان سببى كه موجب اخفاى قبر مقدس آن حضرت(ع) شد ابتداء
است كه در مشهد كرخ قريب به نعمانيه مدفونست- و كرخ نام محلّهاى از محلّات بغداد كهنه بوده است و اهل آن محلّه هميشه شيعه بودهاند-؛ و همچنين اعتمادى نيست بر قول خطيب كه از بعضى از عامّه نقل كرده است كه قبيله طى قبر آن حضرت را شكافتند به گمان آنكه ماليست كه در آن موضع دفن كردهاند؛ زيرا كه اين اقوال همه بنايشان بر رجم به غيب است؛ و ظنّ فاسدى چند كردهاند و هيچ يك از روى علم و بصيرت نيست؛ و آنچه تحقيق است در اين باب و نقل صحيح است بعد از اين خواهد آمد.
چنين مىگويد مولاى عظيم الشّان، يگانه عصر و يكتاى دهر خود، نور ناصيه سادات غياث الدّين ابو المظفّر عبد الكريم بن احمد بن طاوس، مؤلّف اين كتاب،- حق تعالى فيروزى او را مستدام بدارد و آرزوهاى او را در دو جهان برآورد- كه:
آن كسى كه زيارتگاه كرخ را بنا كرد بساسيرى، آزاد كرده شرف الدّوله، ابو الفوارس، پسر عضد الدّوله، بود و بنا كرد قنطره بساسيريّه را، و وقف كرد دهى را بر بيمارستان، و سد كرد رخنه خالص را- و خالص اسم نهرى بوده است در طرف شرقى بغداد-، و حفر كرد مجراى نهر دجيل را- كه شعبهاى بوده است از دجله- و آب را به سوى مرقد امام موسى (ع) برد و مشهور اينست كه او آب فرات را به كربلاى معلّى برد.
و كسى نگويد كه حجّاج او را از جهت اين نكاويد كه مىدانست كه آن حضرت در بقيع مدفون است، زيرا كه مىگوئيم كه اگر چنين بود مىبايست در مدينه ظاهر و مشار اليه باشد، يا ائمّه بعد از او مىبايست مردم را دلالت كند، و اين حرف حجّاج بنا بر گمان فاسد خودش بود و شكى نيست كه اخفاى دفن آن حضرت سبب اين اختلاف شد و الحمد للَّه كه اثر اخفا مترتّب شد كه معاندين ظفر نيافتند.
و حال حجّاج و آنچه با شيعه علىّ بن ابى طالب (ع) مىكرد، از كشتن و ساير تعذيبات و تفحّص ايشان نمودن، ظاهرتر است از آنكه دليل بر آن بايد گفت.
ديدم حكايتى مناسب اين مقام كه پدرم نقل كرده است در كتاب خود- كه مسمّى است به نور الاقاحى النّجديه- از هشام كلبى از پدرش كه گفت: من قبيله بنى اود را ديدم كه فرزندان و زنان خود را سبّ و دشنام علىّ بن ابى طالب (ع) تعليم مىكردند و در ميان