فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٠ - ترجمه فرحة الغرى
كرد[١]؛ فرزندش، محمّد باقر نيز راه پدر را با جدّيّت و تلاش پى گرفت.
در روزگار صفوى جنبشى بالنده در مطالعه و تدوين و تدريس و تحقيق متون حديثى پديد آمد كه تا آن روزگار، اگر بىمانند نبوده باشد، كم مانند بوده است.
پيشواى كتابشناسان، شيخ آقا بزرگ طهرانى، به مناسبت معرّفى جوامع چهارگانه حديثى (/ «كتب اربعه»)، شروح و حواشى و تعليقات بسيارى را كه بر آنها نگاشته شده، نام مىبرد و توضيحات سودمندى مىدهد. نكته درخور دقّت اين است كه تمام اين آثار از سده دهم به بعد پرداخته شدهاند.[٢] گرايش به حديث كه دست كم در نيمه دوم روزگار صفوى، گرايش غالب و مقبول بوده است، چيزى است عامتر و فراتر از اخباريگرى. ما در اين دوره اصوليان و فيلسوفان بزرگ را در خيرش حديثگرائى، صاحب مساهمت مىبينيم. ملّا صدرا شرحى بر اصول كافى نگاشت و استاد بزرگوارش، ميرداماد، با نگارش الرّواشح السّماويّه، گامى به سوى گزارش حديثنامه شيخ كلينى برداشت.
جا دارد در همين مقام بدين نكته تفطّن دهيم كه جنبش حديثگرائى در شكلگيرى مكتب فلسفى موسوم به حكمت متعاليه به صورتى كه هست، نقش بنيادين داشته است.
كسانى كه اثر احاديث اهل بيت عصمت و طهارت- :- را در انديشههاى حكمى مير داماد و صدر الدّين شيرازى- رضوان اللَّه عليهما- بررسيده باشند، اين نكته را نيك درخواهند يافت.
پردور نيفتيم .... «مجلسى» ها- نوّر اللَّه مضجعهما- از عالمانى بودند كه جنبش حديثى عصر صفوى را بسط و قدرت بخشيدند و على الخصوص به آگاهى فارسىزبانان بها دادند و نگارشهاى فارسى مهمّى در اين باب بر جاى نهادند.
نهضت بازگشت، بىگمان، از همان آغاز ترجمه را يكى از محورهاى اساسى كار خود قرار داد. ترجمانان بزرگى چون على بن حسن زوارهاى در اين دوره نقشى حسّاس در تقويت بنيه علمى فرهنگ شيعى داشتند. اينان زمينه دستيابى عامّه را به سرچشمههاى اصلى فراهم مىساختند.
اگر چه فارسىنويسى و فارسىگوئى در جامعه علمى شيعه پيشينهاى دراز دارد و نگارشهائى نغز چون تفسير روض الجنان شيخ ابو الفتوح و ترجمه النّهايه شيخ طوسى و
[١] نگر: شناختنامه علّامه مجلسى، ج ١، ص ٩٨.
[٢] نگر: علّامه مجلسى، حسن طارمى، انتشارات طرح نو، چ ١، ص ٦٩.