فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ٦٠ - مقدمه ثانيه در بيان سببى كه موجب اخفاى قبر مقدس آن حضرت(ع) شد ابتداء
مبالغه كردن در محو آثار تشيّع را از اعظم قربات مىدانستند؛ و دلالت مىكند بر آنكه معاويه و اصحابش سعى تمام در اخفاء نور آن حضرت مىنمودند آنچه نقل كرده است عبد الحميد بن ابى الحديد مداينى در شرح نهج البلاغه از ابو جعفر اسكافى كه معاويه- عليه اللّعنة- صد هزار درهم به سمرة بن جندب داد كه حديثى وضع كند كه در شأن علىّ بن ابى طالب (ع) نازل شده است اين آيه وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ، و در شأن ابن ملجم- عليه اللّعنة- نازل شده است اين آيه وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ؛ پس سمره قبول نكرد كه اين حديث را وضع كند؛ پس دويست هزار درهم فرستاد و او قبول نكرد؛ پس سيصد هزار درهم فرستاد و او قبول نكرد؛ پس چهار صد هزار درهم فرستاد و او قبول كرد.
و ترجمه آيه اوّل به نحوى كه مفسّران ذكر كردهاند اينست كه از مردمان كسى هست كه به شگفت مىآورد و خوشحال مىسازد گفتار او در مصالح زندگانى دنيا و تدبيرات معاش و به گواهى مىآورد خدا را بر آن چيزى كه در دل اوست- يعنى مىگويد كه دل و زبان من يكى است و خدا بر اين گفتار گواه است- و حال آنكه او ستيزهكنندهتر است در مخاصمه با اهل اسلام و دشمنى كردن با ايشان از ساير مردمان، و چون برگردد از مجلس تو بشتابد در زمين مدينه تا فساد كند در آن و نابود گرداند كشتزار را به سوختن و هلاك گرداند چهارپايان را و خدا نمىپسندد فساد و معصيت را.
و اكثر مفسّرين نقل كردهاند كه اين آيه در شأن اخفش ثقفى نازل شد كه به نزد رسول ٦ آمد و اظهار اسلام كرد و چون برگشت زراعت جمعى را بسوخت و چهارپايان مسلمانان را پى كرد؛ و على بن ابراهيم نقل كرده است كه اين در شأن عمر بن الخطّاب نازل شد؛ و بعضى گفتهاند كه در شأن معويه- عليه اللّعنة- نازل شد.
و ترجمه آيه دويم بر قول مفسّران اينست كه از مردمان كسى هست كه مىفروشد نفس خود را، يعنى بذل مىكند در جهاد يا در امر به معروف و نهى از منكر، به جهت خشنودى خدا و خدا مهربان است با بندگان خود كه در طلب رضاى او جان فدا مىكنند