فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ٦١ - مقدمه ثانيه در بيان سببى كه موجب اخفاى قبر مقدس آن حضرت(ع) شد ابتداء
و ايشان را به مثوبات عظيم مىرساند.
و از ابن عباس مرويست كه اين آيه در شأن عاليشأن حضرت امير المؤمنين (ع) نازل شده و اجماع علماى شيعه است بر آنكه اين آيه در شان آن حضرت نازل شده و غزالى در كتاب احياى علوم و ثعلبى در تفسير خود- و اين هر دو از اكابر علماى عامّهاند- و غير ايشان از علماى اهل سنّه نقل كردهاند كه اين آيه در شب غار كه حضرت امير در فراش سيّد مختار خوابيد و جان فداى رسول خدا كرد، در شان آن حضرت نازل شد.
مصنّف گويد كه دلالت مىكند بر آنكه قاطبه بنى اميّه سعى در محو آثار اهل بيت مىكردند، آنچه روايت كرده است ثقفى در كتاب مذكور كه خبر داد مرا اسماعيل بن ابان ازدى كه او گفت كه خبر داد مرا عتاب بن كريم تميمى كه او گفت خبر داد مرا حارث بن حضيره كه سپهسالار لشكر حجّاج- عليه اللّعنة- گوى كند در رحبه كوفه و مرده پيرى را بيرون آورد كه موى سر و ريشش سفيد بود و به حجّاج نوشت كه من حفر كردم و بيرون آوردم مرد پير موى سر و ريش سفيدى را و او علىّ بن ابى طالب است. پس حجّاج به او نوشت كه دروغ مىگوئى؛ آن مرد را در همان جا كه بيرون آوردهاى بگذار كه حضرت امام حسن (ع) در وقتى كه به مدينه مىرفت پدرش را درآورد و با خود برد؛ و من مىگويم كه اين قول حجّاج صحيح نيست زيرا كه نبش قبر بعد از دفن جايز نيست؛ پس چگونه حضرت امام حسن (ع) چنين كرده باشند؛ و همين كافى است از براى بطلان اين قول؛ و غرض از نقل اين خبر اين بود كه معلوم شود كه ايشان چه مقدار تفحّص قبر آن حضرت مىكردند و اگر در خاطرش ترجيح مىيافت كه آن شخصى را كه بيرون آورده است حضرت امير المؤمنين است، هر آينه عطيّههاى عظيم به او مىداد؛ و ليكن آنچه او گفته است، اعتبارى ندارد.
و همچنين اعتمادى نيست بر قولى كه از ابى اليقظان نقل كردهاند كه در قصر الاماره كوفه مدفون است؛ و نه آن قولى كه در رحبه كوفه مدفون است نزديك به ابواب كنده؛ و نه بر آنچه فضل بن دكين گفته است كه آن حضرت در بقيع مدفون است؛ و نه آن قولى كه صاحب قرعة الشّراب گفته است كه در منى مدفون است؛ و نه بر قول آن شخصى كه گفته