فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ١١٤ - باب ششم در ذكر اخبارى كه از حضرت امام جعفر صادق(ع) در بيان اين معنى وارد شده است از طرق اهل سنت و شيعه
أمّى يا نور اللَّه التّامّ أشهد أنّك قد بلّغت عن اللَّه و عن رسول اللَّه ٦ ما حمّلت و رعيت ما استحفظت و حفظت ما استودعت و حلّلت حلال اللَّه و حرّمت حرام اللَّه و اقمت احكام اللَّه و لم تتعدّ حدود اللَّه و عبدت اللَّه مخلصا حتّى أتاك اليقين صلّى اللَّه عليك و على الائمّة من بعدك.
پس حضرت برخاستند و طرف سر مبارك حضرت امير چند ركعت نماز كردند و فرمودند كه اى صفوان هر كه زيارت كند حضرت امير المؤمنين (ع) را به اين زيارت و نمازى كه كردم بجا آورد برگردد به خانه خود آمرزيده از جميع گناهان، مزد عظيم يافته بر آنچه بجاى آورده و بنويسد از براى او ثواب هر ملكى كه آن حضرت را زيارت كرده باشد. عرض كردم كه به او مىدهند ثواب هر ملكى را كه زيارت آن حضرت كرده باشد! فرمودند كه بلى و در هر شبى قبيلهاى از ملايكه كه صد هزار ملك باشند آن حضرت را زيارت مىكنند. بعد از آن از عقب برگشتند و پشت به قبر نكردند و در وقت برگشتن مىفرمودند كه:
يا جدّاه يا سيّداه يا طيّباه يا طاهراه لا جعله اللَّه آخر العهد و رزقنى العود إليك و المقام في حرمك و الكون معك و مع الابرار من ولدك صلّى اللَّه عليك و على الملائكة المحدقين بك.
عرض كردم كه اى سيّد و آقاى من! مرا رخصت مىدهى كه ياران خودم را از مردم كوفه خبر كنم به موضع قبر آن حضرت كه به شرف زيارت مشرّف شوند؟ فرمودند كه بلى، و چند درهم به من دادند كه قبر را بسازم كه بر شيعيان مشتبه نشود.
و محمّد بن المشهدى در كتاب مزار روايت كرده است از محمّد بن خالد از سيف بن عميره كه او گفت كه با صفوان و جماعتى از شيعيان رفتيم به غرى بعد از آنكه آن حضرت (ع) رفته بودند و زيارت كرده بودند و زيارت كرديم حضرت امير المؤمنين را (ع) و چون از زيارت فارغ شديم، صفوان روى خود را به طرف كربلاى معلّى كردند و گفتند: زيارت مىكنيم حضرت امام حسين (ع) را از بالاى سر حضرت امير المؤمنين (ع)، و صفوان گفت كه با آقاى خود حضرت امام جعفر صادق (ع) زيارت كردم و به همين نحو زيارت فرمودند و زيارت حضرت امام حسين كردند و نماز كردند و بعد از نماز اين دعا