فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ٨٤ - باب ششم در ذكر اخبارى كه از حضرت امام جعفر صادق(ع) در بيان اين معنى وارد شده است از طرق اهل سنت و شيعه
بوده است كه مانع بوده است از آنكه سيلاب به مقابر كوفه و خانهها برسد و اكنون مدينه مقدّسه غرى را به آن اعتبار نجف مىگويند-، نزد تلكهاى سفيد از مركب به زير آمدند و اسماعيل و من پياده شديم و آن حضرت نماز كردند و ما نيز نماز كرديم. پس حضرت فرمود به اسماعيل كه برخيز و بر جدّت، امام حسين (ع)، سلام كن. من گفتم: فداى تو گردم! مگر امام حسين در كربلا نيست؟ حضرت فرمود كه بلى و ليكن وقتى كه سر مبارك آن حضرت را به شام بردند شخصى از مواليان ما سر را دزديد و دفن كرد در پهلوى حضرت امير المؤمنين (ع).
و منقولست به دو سند معتبر از ابو بصير كه گفت از حضرت صادق (ع) پرسيدم كه كجا مدفون شد حضرت امير المؤمنين (ع)؟ فرمود كه در قبر پدرش حضرت نوح. گفتم:
قبر نوح كجاست؟ مردم مىگويند كه حضرت امير در مسجد كوفه مدفون است. فرمودند كه نه، در بلندى پشت كوفه يعنى نجف اشرف مدفونست.
و منقولست از عبد اللَّه بن طلحه كه گفت داخل شدم بر حضرت امام جعفر صادق (ع) و با آن حضرت رفتيم تا به غرى رسيديم و در موضعى آن حضرت نماز كردند و فرمودند به فرزند خود اسماعيل كه برخيز و نماز كن پيش سر پدرت، امام حسين. عرض كردم كه مگر سر آن حضرت را به شام نبردند؟ فرمود كه بلى، و ليكن فلان شخص از مواليان ما دزديد و آورد و در اينجا دفن كرد.
و مرويست كه حضرت امام جعفر صادق (ع) به شخصى فرمودند كه در پهلوى كوفه قبرى هست كه هيچ مكروب و غمناك به زيارت آن قبر نمىآيد مگر آنكه حق- سبحانه و تعالى- غم او را زايل مىگرداند و حوايج او را برمىآورد. آن شخص گفت كه قبر حضرت امام حسين (ع) را مىفرمائيد؟ به سر مبارك اشاره فرمودند كه نه. گفت: قبر حضرت امير المؤمنين (ع)؟ به سر اشاره فرمودند كه بلى.
و همين حديث را بعينه بعد از اين به سند معتبر از داود بن فرقد روايت كرده است.
و مرويست به دو سند معتبر از يونس بن ظبيان كه در وقتى كه حضرت امام جعفر صادق (ع) به حيره آمدند، به خدمت آن حضرت رفتم و با آن حضرت رفتيم به يك