فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ٨٢ - باب ششم در ذكر اخبارى كه از حضرت امام جعفر صادق(ع) در بيان اين معنى وارد شده است از طرق اهل سنت و شيعه
خنكى تناول فرمائيد. آن حضرت پا را از زين گردانيدند و به زير آمدند و بر وساده تكيه فرمودند و به درخت خرما نظر كردند و فرمودند كه يا شيخ! اين درخت خرما را به چه نام مىخوانيد؟ گفتم: يا ابن رسول اللَّه! اين درخت را صرفانه مىگويند. حضرت گفت: خدا ترا رحمت كند! و اللَّه اين درخت نامش عجوه است؛ درخت خرمائيست كه حضرت عيسى در زير آن متولّد شدند و حضرت مريم از خرماى آن درخت ميل فرمودند. پس حضرت فرمود كه ازين درخت از براى ما خرما بچين. چيدم و در طبقى گذاشتم و نزد آن حضرت آوردم. بسيار از آن ميل فرمودند. گفتم: فداى تو شوم من و پدرم و مادرم! اين قبرى كه از جانب آن تشريف مىآوريد، قبر حضرت امام حسين است؟ فرمود: بلى و اللَّه اى شيخ! اگر اين قبر در مدينه مىبود چنان كه به حج مىرويم به اين زيارت خواستيم رفت. گفتم:
اين قبرى كه در پشت كوفه است، قبر حضرت امير المؤمنين است؟ فرمود كه بلى و اللَّه اى شيخ! و اگر اين قبر در حوالى مدينه مىبود هر آينه چنانچه اهتمام در حج مىكنيم در زيارت آن حضرت مىكرديم. بعد از آن سوار شدند و روانه شدند.
و منقول است از معلّى بن خنيس كه گفت با حضرت امام جعفر صادق (ع) بودم در حيره؛ به ملازمان فرمود كه جاى مرا در صحرا بيندازيد و جاى معلّى را نزديك سر من بيندازيد. بعد از آن تشريف آوردند و خوابيدند و من نزديك سر آن حضرت آمدم. گمان كردم كه آن حضرت در خوابند. مرا آواز دادند كه يا معلّى! گفتم: لبّيك. فرمودند كه مىبينى اين ستارهها را چه بسيار خوش آينده و نيكوست؟ گفتم: بسيار نيكوست.
فرمودند كه اين ستارگان امان اهل آسمانند؛ وقتى كه اينها برطرف مىشود، مىآيد اهل آسمان را آنچه وعده دادهاند ايشان را از قيامت و احوال آن؛ و ما امان اهل زمينيم و سبب ايمنى ايشانيم از عذاب الهى و چون ما از زمين مىرويم مىآيد بر سر اهل زمين آنچه وعده دادهاند ايشان را از انقضاى دنيا و قيام قيامت و حلول عذاب الهى. بعد از آن فرمود كه ملازمان را بگو كه استر و درازگوش را زين كنند و فرمود كه بر استر سوار شو. گفتم كه من بر استر سوار شوم؟ فرمود كه مىگويم سوار شو، اطاعت كن. پس من بر استر سوار شدم و آن حضرت بر درازگوش سوار شدند و روانه شديم و آمديم تا به غريين رسيديم.