فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٠٥ - تعليقات
يتختم بخمسة خواتيم (١١٣): پنج انگشتر در دست داشته باشد.
أفخر (١١٣): فاخرترين ... و زينتش از همه بيشتر.
الفضل (١١٣): فضيلت.
أجر (١١٣): ثواب.
خالصة اللّه من خلقه. (١٠٨): جمعى ... كه برگزيدگان حق- سبحانه و تعالى- اند از جمله خلايق.
خافوا (١٠٨): هميشه خايف و ترسان بودند.
عند رأس (١١٠): نزديك سر.
حبيب (١٠٨): دوست و محبوب.
أقمت الصّلاة (١٠٨): نماز را ... اقامت كردى.
آتيت الزّكاة (١٠٨): زكوة مال را ... دادى.
اتّبعت (١٠٩): متابعت .... كردى.
حقّ تلاوته (١٠٩): چنانكه حقّ تلاوت آنست.
جدت بنفسك (١٠٩): جان خود را بخشيدى.
ما وعد اللّه (١٠٩): وعدههاى الهى.
خالفتك (١٠٩): مخالفت تو كردند.
افترى عليك (١٠٩): افترا بستند بر تو.
النّار (١٠٩): جهنّم.
حرّ (١٠٩): گرمى.
اصلهم ... (١٠٩): ايشان را در ... درآور.
ضاعف عليهم (١٠٩): مضاعف گردان بر ايشان.
اعدّ (١٠٩): مهيّا ساز.
شاقّوا (١٠٩): عداوت نمودند.