فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ١٧٠ - تعليقات
١١١/ ٦ «آيا نمىبينى ... در زمينهاست»/ ترجمه بخشى از يك آيه قرآنى (س ٢٢، ى ١٨): «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ».
گفتنى است كه آيه مذكور از مواضع سجده است.
١١١/ ١٠ خداست توفيق دهنده/ مرعشى: «خداست توفيق دهنده است»؛ متن، بنا بر اعظم ضبط شد.
١١٣/ ١٨ أيّها النّبأ العظيم/ شيخ ابو الفتوح رازى- رضى اللَّه عنه- در تفسير خويش ذيل «عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ» (قرآن، س ٧٨، ى ٢) نوشته است:
«مفسّران در اين «نبأ عظيم» خلاف كردند ... در تفسير اهل البيت- :- آمد كه امير المؤمنين على است. علقمه روايت كرد كه روز صفّين مردى از لشكر شام بيرون آمد سلاح پوشيده و از بالاى سلاح مصحفى قرآن حمايل كرده و به جاى آن كه عرب را عادت باشد كه رجز خوانند، مىخواند: عَمَّ يَتَساءَلُونَ، عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ، الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ. من خواستم تا پيش او شوم. امير المؤمنين مرا گفت: مكانك، بر جاى خود باش، و او به نفس خود پيش او رفت و او را گفت:
أ تعرف النّبأ الّذى هم فيه مختلفون؟ قال: لا،
گفت: شناسى آن خبر بزرگ را كه در او خلاف كردند؟ گفت: نه! گفت:
و اللَّه إنّى عن النّبأ العظيم الّذى فيّ اختلفتم و على ولايتى تنازعتم و عن ولايتى رجعتم بعد ما قبلتم و ببغيكم هلكتم بعد ما بسيفى عن الكفر نجوتم و يوم غدير قد علمتم قد علمتم قد علمتم و يوم القيامة تعلمون ما علمتم؛ ثمّ علاه بسيفه فرمى برأسه و يده
، گفت: من آن خبر بزرگم كه در من خلاف كردى و در ولايت من منازعت كردى و از ولايت من باز آمدى پس از آن كه قبول كردى و به بغيتان هلاك شدى پس از آن كه از كفر به تيغ من برستى و روز غدير خود دانى، خود دانى، خود دانى و روز قيامت بدانى آنچه كردهاى. آنگه تيغ در بالاى سر برد و بزد و سر و يك دست او بينداخت؛ آنگه باز آمد و مىگفت:
|
أبى اللَّه إلّا أنّ صفّين دارنا |
و داركم ما لاح في الأفق كوكب |
|
|
و حتّى تموتوا أو نموت و ما لنا |
و لا لكم عن حومة الموت مهرب |
|
[خداوند ابا دارد و نمىخواهد الّا اين كه صفّين منزل ما و شما باشد تا زمانى كه ستاره