فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ١١١ - باب ششم در ذكر اخبارى كه از حضرت امام جعفر صادق(ع) در بيان اين معنى وارد شده است از طرق اهل سنت و شيعه
هست و استبعادى كه آن اصفهانى كرده است خطاست و مراد از عقيق همين سنگ مشهور است؛ و نسبت اخلاص به اين سنگ دادن يا از حيثيّت شعور جمادات است، چنان كه حق- سبحانه و تعالى- مىفرمايد كه «هيچ چيز نيست مگر آنكه تسبيح و تحميد پروردگار خود مىنمايد و ليكن شما نمىفهميد تسبيح ايشان را»، يا آنكه مراد انقياد آن و نفاذ امر الهى است در آن، يعنى در تحت قدرت الهى است و حكم الهى در آن جاريست چنان كه مىفرمايد كه «آيا نمىبينى كه سجده مىكنند خداوند خود را جميع آنچه در آسمانها و در زمينهاست» و مراد اينست كه هر نحو تصرّفى كه حق- سبحانه و تعالى- مىخواهد در ايشان مىنمايد و حكم او در ايشان جاريست و ممكن است كه در عقيق خصوصيّتى و زيادتى باشد كه ما ندانيم؛ و جالينوس در كتاب احجار ذكر كرده است كه عقيق كوه مباركى است و صاحب ميمنت و منافع است- و خداست توفيق دهنده در جميع امور.
و منقولست از حضرت صادق (ع) كه فرمودند كه چون امير المؤمنين (ع) وفات فرمودند، حسنين- صلوات اللَّه عليهما- و دو شخص ديگر، آن حضرت را بيرون آوردند و رفتند تا از كوفه بيرون رفتند و كوفه را به دست راست گذاشتند و به راه قبرستان كوفه روانه شدند تا به نجف رسيدند و آن حضرت را آنجا دفن كردند و قبر را مساوى زمين كردند و برگشتند.
و از اسماعيل منقولست كه حضرت صادق (ع) فرمودند كه ما اهل بيت مىگوئيم كه در پشت كوفه قبرى هست كه هر صاحب كوفتى و المى به آن قبر پناه برد البتّه خداوند عالميان او را شفا كرامت مىفرمايد.
و شيخ مفيد (ره) اين حديث را بىسند در كتاب مزار خود ذكر كرده است و گفته است كه مراد قبر حضرت امير المؤمنين (ع) است.
و منقولست از صفوان جمّال كه گفت بيرون رفتم با حضرت امام جعفر صادق (ع) از مدينه مشرّفه و اراده كوفه داشتيم و چون از حيره گذشتيم، فرمود كه يا صفوان! گفتم:
لبّيك يا ابن رسول اللَّه! فرمود كه شتران را رو به قايم ببر- و «قايم» ميلى يا عمارتى بوده