فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ١١٠ - باب ششم در ذكر اخبارى كه از حضرت امام جعفر صادق(ع) در بيان اين معنى وارد شده است از طرق اهل سنت و شيعه
و ليكن بد نيست در وقتى كه به ديدن شخصى از اهل شر بروند و دفع شرّ شياطين مىكند و از اين جهت دوست مىدارم كه با خود دارند؛ و پنجم آن چيزيست كه حق- سبحانه و تعالى- درين تلهاى سفيد نجف ظاهر مىسازد- يعنى درّ نجف- و هر كه از آنها انگشتر بسازد و در دست كند خداوند عالميان به هر نگاه كردنى حجّى و عمرهاى در نامه عملش بنويسد، و اگر نه رحمت الهى مىبود بر شيعيان ما، هر آينه هر نگينى را به مال بسيار مىفروختند و ليكن حق- سبحانه و تعالى- ترحّم فرموده و بر ايشان ارزان كرده كه فقير و غنى ايشان توانند انگشتر كرد.
ابو طاهر مىگويد كه من اين حديث را به خدمت حضرت امام حسن عسكرى (ع) عرض كردم. فرمود كه اين حديث جدّ من حضرت امام جعفر صادق (ع) است. گفتم:
فداى تو گردم! شما اهتمام بسيار در شان عقيق سرخ داريد و پيوسته با خود نگاه مىداريد. فرمود كه خبر داد مرا پدرم كه اوّل كسى كه انگشتر عقيق سرخ در دست كرد حضرت آدم (ع) بود به جهت آنكه ديد كه بر عرش به نور نوشته است كه منم خداوندى كه بجز من خداوندى نيست حال كونى كه يگانهام در ذات و صفات؛ محمّد ٦ برگزيده من است از خلق من؛ او را قوّت و نصرت و يارى دادم به برادرش على و اسم فاطمه و حسن و حسين : را نيز ديد كه در آنجا نوشته است. چون حضرت آدم مرتكب آن ترك اولى شد و به زمينش فرستادند متوسّل شد به حق- سبحانه و تعالى- به اسم آن پنج كس و ايشان را شفيع خود گردانيد؛ حق- سبحانه و تعالى- توبهاش را قبول فرمود. بعد از آن حضرت آدم انگشترى از نقره ساختند و نگينش را از عقيق سرخ كردند و نامهاى آل عبا را بر آن نگين نقش كردند و در دست راست كردند و اين سنّتى شد در ميان اتقياء فرزندانش كه ايشان نيز چنين مىكنند.
مصنّف مىگويد كه اين دو حديث ردّ قول حمزة بن الحسن اصفهانى مىكند كه او گفته است كه اين روايتى كه مشهور است كه
«تختّموا بالعقيق»
به «تا»، تصحيف است، بلكه حضرت فرمودند كه
«تخيّموا بالعقيق»
به «يا»، يعنى خيمه بزنيد در عقيق، و عقيق اسم صحرائى است بيرون مدينه؛ و ازين دو حديث ظاهر شد كه در عقيق فضيلت بسيار