فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ١٧١ - تعليقات
در افق مىدرخشد.
و تا وقتى كه شما بميريد يا ما بميريم، نه ما و نه شما را، از جايگاه جنگ فرارگاه و گريزگاهى نيست] و أصبغ بن نباته گويد: در كارزار بصره با امير المؤمنين بودم؛ سوارى از لشكر بصره بيرون آمد و اين آيت مىخواند. امير المؤمنين- ٧- پيش او رفت و گفت:
أ تعرف النّبأ العظيم
؟ شناسى آن خبر بزرگ را؟ گفت: نه. گفت:
و اللَّه عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ حين أقف بين الجنّة و النّار فاقول: هذا لى و هذا لك خذيه فإنّه من أعدائي و ذريه فإنّه من أوليائى ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ حين أقف على الحوض فأذود عنه أقواما كما تذاد الابل الغريب عن الحوض في الدّنيا
؛ گفت: من آن نبأ بزرگم كه در من خلاف كردند، و لكن آنگه بدانند كه من از ميان بهشت و دوزخ بايستمى و با دوزخ مقاسمت كنم، مىگويم: اين تو را و اين مرا. او را بگير كه او از دشمنان است و آن را دست بدار كه او از دوستان است؛ آنگه بدانند كه بر كناره حوض كوثر بايستم و گروهى را از او باز مىرانم چنان كه در دنيا شتر غريب را از حوض غريب؛ و آنگه تيغ برآورد و بزد و او را بكشت و به جاى خود آمد.».
(روض الجنان و روح الجنان، ج ٢٠، صص ١١١- ١١٣؛ و ص ٥٣٣؛ با اندكى تصرّف مصحّحانه).
١١٤/ ٩ باشد!/ چنين است در اعظم. ضبط مرعشى ظاهرا «باشند» است و هر چند بنا بر دستور تاريخى زبان توجيهى متين دارد، گمان مىكنم بايد سهو قلم كاتب به شمار رود- و اللَّه أعلم بالصّواب.
١١٤/ ٢٣ با آقاى خود حضرت امام جعفر صادق (ع) زيارت كردم/ مرعشى: «با آقاى خود حضرت امام جعفر صادق ع را زيارت كردم»؛ اعظم: «با آقاى خود امام جعفر صادق ص زيارت كردم».
١١٥/ ٢٢ بينكم/ چنين است در مرعشى. اعظم: «بينكما».