تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٩ - پيشگفتار مصحح
مثل ما أوذيت
». ليكن پيامبران در همه حال صابر و شاكر بوده و هرگز لب به شكايت و اظهار ناراحتى نگشودند، زيرا بخوبى از اجر صابران و پاداش بلا ديدگان آگاه بودند.
يكى از سختترين و جانكاهترين آنها همان مصيبت از دست دادن پاره دل و جگر گوشه يعنى عزيزترين موجود در جهان براى انسان مىباشد، محنتى كه جز صديقين تاب تحمل آن را ندارند. لذا روايات فراوانى در تجليل از مقام پدران و مادران صابر آمده است. البته گريه و زارى و اظهار غم و اندوه بر عزيز از دست رفته هرگز از اجر و ثواب مصيبت ديده نمىكاهد، زيرا گريه ناشى از شدّت علاقه به عزيز دلبند خود بوده و نشانهاى از عطوفت و نرمى دل مىباشد و مصيبت ديدهاى كه در عين گريه و زارى، راضى به قضا و قدر پروردگار بوده باشد اجر و ثواب فراوانى خواهد داشت، از اين روست كه پيامبر اسلام ٦ هنگامى كه به مصيبت فرزند خود، ابراهيم، گرفتار شد فرمود:
«تدمع العين و يحزن القلب و لا نقول ما يسخط الربّ»
[١]:
«چشم گريان مىشود و قلب غمگين، ليكن سخنى نمىگوييم كه غضب پروردگار را باعث شود.» همچنين تفقد و اظهار همدردى و شركت در غم و اندوه ديگران و آنچه كه باعث كاهش غم و غصه مصيبت زده را فراهم مىآورد، از اجر و پاداش فراوانى در نزد پروردگار برخوردار است. ابن مسعود از پيامبر ٦ روايت نمود كه فرمود:
«من عزّى مصابا فله مثل اجره»
[٢]:
«هر كس داغدارى را در مصيبتش تسليت گويد، پاداشى برابر پاداش مصيبت زده خواهد داشت.» همچنين ابن برزه از پيامبر ٦ روايت نمود كه فرمود:
«من عزّى ثكلى كسى بردا في الجنة»
[٣] «هر آن كس داغدارى را تسلى دهد، خداوند در بهشت بر او جامهاى از برد خواهد پوشاند.»
[١] منتخب كنز العمال ٦: ٣٩، الجامع الصغير، ٢: ٥٥.
[٢] الجامع الكبير ١: ٨٠١.
[٣] سنن الترمذى ٢: ٢٦٩.