تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٦٧ - باب دويم در صبر است و آنچه ملحق به اوست
«بدرستى كه من قرار دادم دنيا را در ميان بندگان قرض و داد و ستد.
پس آن كه وام دهد مرا از دنيا چيزى، مىبخشم عوض هر درهمى را ده تا هفتصد چندان و آنچه خواهم فزونتر و آنكه مرا به وام ندهد از دنيا، مىگيرم چيزى را از او به قهر و در عوض، سه خصلت به او ارزانى مىدارم كه اگر يكى از آنها را به ملائكه خود ببخشم از من به آن عطا كه فرمايم، خشنود مىشوند. پس از آن، حضرت آيه كريمه را كه چنين معنا مىدهد تلاوت فرمود: «كسانى كه چون به ايشان مصيبتى رسد بگويند ما براى خداييم و به درستى كه ما به سوى او بازگشت مىنمائيم، ايشانند كه بر ايشان صلوات است از پروردگارشان» پس اين يكى است از سه خصلت «و رحمت» دوم است «و ايشانند روندگان راه هدايت» سيّم و بعد از آن، آن حضرت فرمود: اين مقام كسى راست كه خداى تعالى چيزى به قهر از او ستاند.» و از آن بزرگوار است- ٧-
«الضرب على الفخذ عند المصيبة يحبط الاجر[١] و الصبر عند الصدمة الاولى اعظم و عظم الاجر على قدر المصيبة و من استرجع بعد المصيبة جدد الله له اجرها كيوم اصيب بها.»:
«زدن بر زانو در نزد مصيبت، اجر را مىكاهاند و حقيقت صبر در نزد صدمه نخستين، بزرگتر است و بزرگى اجر به قدر بزرگى صدمه است و آن كه پس از مصيبت، كريمه إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ را بگويد، خداى كريم متعال، اجر او را تازه مىدارد همچون روزى كه مصيبت زده شده باشد.» و مردى از پيغمبر خداى- ٦- سؤال كرد كه در نزول مصيبت بر مردم چه چيز اجر ايشان را مىكاهد؟ فرمود:
«تصفيق الرجل بيمينه على شماله و الصبر عنه الصدمة الاولى فمن رضى فله الرضا و من سخط فعليه السخط.»
: «زدن دست راست به دست چپ است و حقيقت صبر در نزد صدمه اولى است. پس اگر كسى خشنود باشد و به قضاى الهى رضا دهد، پاداش خشنودى بيند و اگر نارضايى آورد، از ثواب رضا و خشنودى محروم ماند.
و از ام سلمه زوجه پيغمبر خداى- ٦- است كه گفت: از رسول خداى شنيدم كه مىفرمود:
«ما من عبد تصيبه مصيبة فيقول إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، اللهم
[١] صدوق روايتى را در من لا يحضره الفقيه ٤: ٢٩٨ با مضامينى نزديك به اين روايت آورده است.