تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٣٧ - باب اول عوضهاى مصيبت فرزندان
ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ و آبائكم.»
[١]: «گفته مىشود مر پسران را در قيامت كه داخل بهشت شويد. مىگويند: پروردگارا پدران و مادران خود را مىخواهيم. فرمود: پس ابا از دخول بهشت مىنمايند. پس خداى تعالى مىفرمايد: چيست مرا كه اينها را خشمناك مىبينم؟
داخل بهشت شويد. مىگويند: پروردگارا! پدران خود را مىخواهيم. پس خداى عز و جل مىفرمايد داخل بهشت شويد شما و پدرانتان.» و از عبيدة بن عمير الليثى است كه گفت: «اذا كان يوم القيامة خرج ولدان المسلمين من الجنة بايديهم الشراب. قال فيقول الناس لهم اسقونا اسقونا فيقولون: ابوينا ابوينا. حتى قال ان السقط محبنطئا بباب الجنة فيقول: لا ادخل حتى يدخل ابواى.»[٢]: «چون روز رستاخيز مىشود، فرزندان مسلمانان از بهشت به عرصه محشر مىآيند و در دستهاشان ظرفها از شراب دارند. گفته است مردم به آنها مىگويند: ما را بياشامانيد، مىگويند. ما پدر و مادر خود را بايد بياشامانيم؛ و گفته تا طفلى كه سقط شده است، خشمناك بر در بهشت درنگ مىكند و مىگويد: وارد نمىشوم تا پدر و مادرم وارد نشوند.» و از انس بن مالك است كه گفت: پيغمبر خداى- ٦- فرمود:
«اذا كان يوم القيامة نودى في اطفال المؤمنين ان اخرجوا من قبوركم فيخرجون من قبورهم ثم ينادى فيهم ان امضوا إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً فيقولون: ربّنا و والدينا معنا، ثم ينادى فيهم ان امضوا إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً فيقولون: ربنا و والدينا معنا، ثم ينادى فيهم ثانية ان امضوا إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً. فيقولون: ربنا و والدينا معنا، ثم ينادى ثالثة ان امضوا إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً.
فيقولون: ربنا و والدينا معنا، فيقول في الرابعة و والديكم معكم. فيثب كل طفل الى ابويه فيأخذون بايديهم فيدخلون بهم الجنة فهم اعرف بآبائهم و امهاتهم يومئذ من اولادكم الذين في بيوتكم.
[٣]»:
«چون روز قيامت شود، در ميان اطفال اهل ايمان ندا شود كه برآييد از قبرهاى خود و پس از آن ندا رسد به ايشان كه برويد به سوى بهشت فوج فوج. مىگويند: پروردگارا با پدر و مادرمان مىرويم. باز ندا رسد به ايشان دوباره كه برويد به سوى بهشت فوج فوج. مىگويند: پروردگارا! با پدر و مادر خود مىرويم. پس ندا مىشود به ايشان در مرتبه سيّم كه برويد به سوى بهشت فوج فوج. مىگويند: پروردگارا! با پدر و مادر
[١] مسند احمد بن حنبل ٤: ١٠٥.
[٢] بحار الانوار ٨٢: ١١٨.
[٣] بحار الانوار ٨٢: ١١٨ كه به جاى( انس بن مالك) و( عنه) آمده است.