تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ٢٤ - مقدمه
بعضى از عرفا گفتهاند: سزاوار است آن را كه مصيبتى بر او نازل شود بر خود سهل گيرد و غفلت نداشته باشد از اين كه دنيا را عاقبت، فنا و زوال است و مسرّتهاى او سريع الانقضا است و خانه كسى است كه خانه ندارد و مال آن است كه از مالش بهرهمند نشود؛ فراهمش مىكند آن كه او را عقلى نيست و مىكوشد در او آن كه بر او تكيه نمىتواند نمود و در او دشمنى با اقران مىكند آن كه نادان است و حسد بر آن مىبرد آن كه دانشمند نباشد. صحيح در آن عليل است و عزيزش ذليل، فقير در آن محزون است و غنى بر آن مفتون.
بدان كه تو در دنيا براى غرضى خاص آفريدهشدهاى و خداى تعالى منزّه است از كار بيهوده و عبث، چنان كه مىفرمايد: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ[١]. «سنخ جانّ و نوع انسان را نيافريديم جز آنكه ما را بشناسند و پرستش نمايند.» قرار داده است دنيا را مقام كسب براى دار قرار، و سرمايهاش را اعمال صالحه، و زمانش را مدت عمر كه بسيار كوتاه است براى طلب سعادتهاى أبديه كه انقضايى براى آن نباشد.
اگر به اين طلب اشتغالورزى، و بيدارى مردان هشيار پذيرى و به كار خود همّتى چون اهتمام ابدال گمارى، توانى اميد داشت كه نصيب خود از آن سعادتها دريابى. پس ضايع مدار عمر خود را در اهتمام به غير معرفت و عبادت حق متعال كه براى آن آفريدهشدهاى كه وقت شريفت ضايع و هدر شود، و اميد سودت موجب ضرر گردد. بدرستى كه غايب، عود نمىكند، و مرده را بازگشت به دنيا، ميسور نيست، و از دستت رفته باشد سعادتى كه براى آن وجود يافتهاى؛ پس واى از اين حسرتى كه فنا نيابد، و ندامتى كه زوال نپذيرد، در وقتى كه معاينه كنى درجات سابقين را و به نظر در آورى منازل مقرّبين را و تو مقصّر باشى در اعمال صالحه و تجارتهاى رابحه. پس قياس گير الم مصيبت فرزند را با اين المها و حسرتها، و دفع كن دشوارى را از دو الم و خطرناكترش را، به آنكه آسانتر و دورتر از خطر است با اينكه قدرت ندارى بر دفع سبب ترك مصيبت و قدرت دارى بر دفع سبب ترك عبادت.
چنان كه حضرت امير مؤمنان- ٧- مىفرمايد:
«ان صبرت جرى عليك القضاء و انت مأجور و ان لم تصبر جرى عليك القضاء و انت مأزور[٢] فاغتنم شبابك
[١] الذاريات/ ٥٦.
[٢] نهج البلاغه ٣: ٢٢٤.