تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ١٩ - مقدمه
آنهاست، از امور خسيسه نابكار كه براى او نيز ناپايدار است و عن قريب از او زائل خواهد شد، يا به تاراج حادثات برند، يا به ميراث خواره بگذارند. و اراده ندارى كه از فردوس اعلى در جوار فرزندان انبيا، ميراث يابد و به امن و فرح جاودانى رسد؟ اگر كودك و خردسال باشد بر حسب خبر حضرت سيد المرسلين- ٦- در حجر[١] تربيت حضرت ساره[٢] ام النبيين- سلام الله عليها- اختصاص پذيرد، و چنين اراده و طبع در نظر عقل به شمار سفاهت است و دور از مدار نباهت.
اگر مرادت اين است كه از علما و راسخين و صلحاى متقين شود و علم و كتب و اسباب خير از تو به ميراث برد، ملتفت شو كه با حصول اين غرض آنچه خداى تعالى بر فقد او وعده عوض فرموده است، اعظم از مقصود توست چنان كه در اين رساله خواهى يافت- ان شاء الله تعالى-.
همچنان كه صدوق- عليه الرحمه- روايت نموده است كه
«ولد واحد يقدّمه الرّجل افضل من سبعين ولدا يبقون بعده يدركون القائم ٧.»
[٣]: «يك فرزند كه قبل از فوت پدر بميرد، بهتر است براى او از هفتاد فرزند كه پس از او بمانند و درك سعادت ركاب حضرت قائم- عجل الله فرجه- را نمايند.» چنان اعتبار كن كه اگر گفته شود مردى فقير با طفلى صغير در خرابه محل آفات و در جوار سباع و عقارب و حيّات، مقام و نشيمن دارد، و طفلش با او در خطر عظيم و عذاب اليم در افتاده، و مردى حكيم و جليل و كريم و نبيل صاحب ثروت و جاه و عمارت و دستگاه بر حال آن مرد آگاه و بر تعب او و زحمت فرزندش رحم و رحمت آورده است و غلامى فرستاده بگويد خواجه را دل بر تو سوخته و در اين خراب بر شما تشويش رنج و عذاب دارد، اين قصر و عمارت را به فرزند تو وامىگذارد و كفالت او را به خادم و خادمه كافله مىسپارد و اسباب حفظ و راحت او را چنان كه در خور بزرگى اوست فراهم مىآورد تا كارهايى كه خود در اين خراب دارى به انجام رسانى و فراغت حاصل نمايى و خودت هم به نزد او آيى و در قصر پسر يا قصرى از آن بهتر مقام كنى و آرام گيرى؛ پس جواب دهد كه من اين كرامت را كراهت دارم و فرزند را از خود جدا
[١] دامن.
[٢] در اين باره روايتى از حضرت صادق( ع) آمده است كه خداوند كفالت فرزندان مؤمنين را به حضرت ابراهيم و همسر او ساره سپرده است.( ر. ك: من لا يحضره الفقيه ج ٣، ص ٣١٦).
[٣] ثواب الاعمال: ٢٣٣.