تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ١٥ - مقدمه
وجوهى چند كه بعضى از آنها را بيان مىكنيم و ارباب دانش و دين را خاطرنشان مىداريم.
اول: هر گاه نظر فكر و تأمّل گمارى و پرده غفلت از پيش روى خرد و بصيرت خود بردارى و به سوى عدل و حكمت و تمام فضل و نعمت و كمال لطف و عنايت حق متعال، نگران شوى و درست بينديشى كه بندگان را از كتم عدم به عرصه وجود آورده و از مكمن غيب به محفل شهود رسانيده، تأييد به انواع الطاف نموده و امداد به جزيل معاونت و اسعاف[١] فرموده است، دريابى كه همه براى آن است كه بندگان حظّ و بهره خويش از سعادت ابديه و كرامت سرمديه برگيرند، بدون هيچ حاجتى كه او را سبحانه و تعالى بايشان باشد؛ زيرا كه خود بذاته غنى مطلق است و جواد محقّق.
و بر ايشان اعمال شاقّه و تكاليف ثقيله را تكليف كرده است تا به نصيبه و امل خود رسند و امتحان عمل خويش دهند. و نكرده است اين فضل و اكرام و جود و انعام را جز براى كمال منفعت و حصول مصلحت ايشان. پيمبران فرستاده است همه با كتاب و فصل خطاب كه مژده رحمت به عالميان رساندهاند و از خشم و غضب او سبحانه سخت ترسانده. تحقيق اين مرام در باب عدل از علم كلام وافى و اين مقام را همين قدر اشارت كافى است.
و چون افعال الهى بر مصالح نامتناهى بندگان، و غايت سعادت و شرف ايشان است، قضيه مرگ نيز از آن شماره و عنوان است. وحى الهى در چندين آيات مباركه ناطق و گواه صادق است؛ چنان كه مىفرمايد: وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتاباً مُؤَجَّلًا[٢]: «نمىباشد هيچ نفسى را كه بميرد جز باذن خداى تعالى در هنگام مقدر». و نيز مىفرمايد: قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ.[٣]: «بگوى اى پيغمبر اگر شما در خانههاى خود باشيد، هر آينه بيرون مىشوند كسانى كه قتل بر آنها مقدّر شده است به سوى مصارعشان» و مىفرمايد: أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ.[٤]: «هر كجا باشيد مرگ شما را درك مىكند و هر چند در برجهاى برافراشته مقام و آرام داشته باشيد.» و نيز مىفرمايد: اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها.[٥]:
[١] يارى، كمك.
[٢] آل عمران/ ١٤٥.
[٣] آل عمران/ ١٥٤.
[٤] النساء/ ٧٨.
[٥] الزمر/ ٤٢.