تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ١٤٩ - فصل كيفيت تسليت دادن
في الدنيا
.»[١]:
«چون پيغمبر خداى- ٦- رحلت فرمود، جبرئيل- ٧- فرود آمد و پيغمبر خداى پوشيده روى بود و در خانه أمير المؤمنين و صديقه طاهره و حسنين- :- بودند. گفت: سلام بر شما باد اى خانواده پيغمبر! هر نفسى چشنده مرگ است. به درستى كه در مىيابند پاداشهاى خود در روز قيامت و در خداى تعالى، خرسندى از هر مصيبت و جاىنشينى از هر هالك و تلافى از هر فوتشونده است. پس به خداوند وثوق و اعتماد نماييد و به او اميدوار باشيد. به درستى كه مصيبت زده آن است كه از ثواب خداى، دچار حرمان شود و اين آخر قدم من است در دنيا.» و از جابر بن عبد الله- رضى الله عنه- است كه گفته است چون پيغمبر خداى- ٦- از دار فانى به سراى جاودانى رحلت فرمود، تسليت دادند اهل بيت را ملائكه كه حس و سخنشان شنيده مىشد و اشخاصشان ديده نمىشد و گفتند:
«السلام عليكم يا اهل البيت و رحمة الله و بركاته، ان في الله عز و جل عزاء من كل مصيبة و خلفا من كل هالك فبالله فثقوا و اياه فارجوه فإنما المحروم من حرم الثواب و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.»
[٢]: «سلام بر شما باد اى اهل خانه و رحمت و بركات خداى بر شما باد! به درستى كه در وجهه خداى تعالى، خرسندى از هر مصيبتى خليفه از هر هالكى است؛ پس به خداى تعالى اتكال گيريد و به او اميدوار شويد. و محروم آن است كه از ثواب خداى محروم شود و سلام و رحمت و بركتهاى خداى بر شما باد».
و بيهقى در دلائل روايت كرده و گفته است: چون رسول خداى- ٦- رحلت فرمود، اصحابش بر او حلقه زده در گرد او شدند و بر او گريستند. مردى داخل شد كه ريش سفيد داشت و او را صباحت ديدارى بود و گام بر گردنهاى مردم مىگذاشت پس گريست و روى به اصحاب نمود و گفت: «ان في الله عزاء من كل مصيبة، و عوضا من كلّ فائت و خلفا من كل هالك، فالى الله فأنيبوا، و الى الله فارغبوا، و نظره اليكم في البلاء فانظروا، فان المصاب من لم يؤجر.»[٣]: «به درستى كه در وجهه خداى تعالى خرسندى از هر مصيبتى و عوض از هر فوتشونده و خليفه از هر هالكى است؛
[١] كافى ٣: ٢٢١؛ بحار الانوار ٨٢: ٩٦.
[٢] كافى ٣: ٢٢١؛ بحار الانوار ٨٢: ٩٦.
[٣] دلائل النبوة ٧: ٢٦٩؛ المستدرك ٣: ٥٨؛ بحار الانوار ٨٢: ٩٧.