تسلیة العباد در ترجمه مُسکن الفؤاد - شهید ثانی - الصفحة ١٢٣ - باب چهارم در گريه است
باب چهارم در گريه است
بدان كه گريه در نفس خودش با صبر بر بلا و رضاى بر قضا منافى نيست. و طبيعتى بشريه و جبلّتى انسانيه است و رحمتى رحيميّه و حبيبيّه است؛ پس مادامى كه مشتمل بر احوالى نباشد كه از عدم رضا حكايت كند و از بيتابى و جزع خبر دهد و اجر را فاسد و هدر نمايد، باكى و حرج و ضررى بر آن نخواهد بود. نه اين كه جامه درد و بر روى زند و دست بر زانو فرود آورد.
و وارد شده است گريه بر مصائب، از پيغمبر خداى ٦ و پيغمبران سابقين از عهد حضرت ابى البشر- :- و پس از پيغمبر خداى، از آل و اصحاب آن بزرگوار- صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين- با صبر و ثبات و احتساب و رضاى ايشان. پس اول كسى كه گريست، حضرت ابو البشر آدم صفى بود بر هابيل فرزند خود، و او را به شعرهايى كه مشهور است مرثيه فرمود و اندوه تمام از مصيبت او حاصل نمود.
مترجم دو شعر از مرثيه آن حضرت را در اين مورد مىنگارد:
|
تغيّرت البلاد و من عليها |
فوجه الأرض مغبرّ قبيح |
|
|
تغيّر كلّ ذى طعم و لون |
و قلّ شاشة الوجه المليح |
|
و اگر بعضى از آنها پوشيده باشد، حال حضرت يعقوب- على نبينا و ٧- مخفى و پنهان نيست و آن قدر در هجرت حضرت يوسف- ٧- گريست كه از شدت گريه و اندوه، چشمهايش سفيدى گرفت و جهان روشن بر او تيره شد.
و از اخبار مشهوره روايتى است كه از حضرت صادق- ٧- شده است كه فرمود:
«ان زين العابدين صلوات الله و سلامه عليه بكى على أبيه أربعين سنة صائما نهاره،