الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٧٥ - حرف همزه
هابيل قبول شد و قربانى قابيل قبول درگاه واقع نشد، و گفتار خداى تعالى (در سوره مائده آيه ٢٧) «بخوان بر آنها خبر دو فرزند آدم را براستى آنگاه كه قربانى آوردند، پس، از يكى قبول شد و از ديگرى قبول نشد» (اشاره به همين داستان است) و نشانه قبول قربانى اين بود كه آتشى (مىآمد) و او را در كام خود فرو مىبرد و مىسوزانيد، پس قابيل همت گماشت و براى آتش خانهاى ساخت و او اول كسى بود كه خانه براى آتش ساخت (و آتشكده بنا كرد) و گفت: اين آتش را مىپرستم تا آنگاه كه قربانىام را بپذيرد.
سپس دشمن خدا، ابليس، به قابيل گفت: قربانى هابيل قبول شد و قربانى تو مقبول درگاه واقع نگرديد. اگر هابيل را زنده بگذارى تا فرزندى آورد فرزندان او بفرزندان تو افتخار ورزند (وسوسه شيطان در قابيل اثر كرد و) هابيل را كشت. چون نزد آدم برگشت (آدم بدو) فرمود:
هابيل كجاست؟ گفت: ندانم كجاست، تو مرا نفرستاده بودى كه نگهدار او باشم. آدم (خودش) به جستجوى او رفت و او را كشته يافت (گريان شد) و فرمود: اى زمين لعنت باد بر تو كه خون هابيل را قبول كردى و چهل شب بر هابيل گريست؛ پس از آن آدم ٧ از خداى خود (پروردگار)