الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٧٤ - حرف همزه
چهل و دوم: صدوق عليه الرحمة در كتاب غيبت از ابى حمزه ثمالى از حضرت باقر ٧ حديث كند كه فرمود: خداى تعالى از آدم پيمان گرفت به آن درختى (كه خوردن ميوه آن را بر او حرام كرده بود) نزديك نشود، پس زمانى كه در علم خدا گذشته بود كه از آن درخت خواهد خورد (آدم پيمان را) فراموش كرد و از آن خورد، و گفتار خداى تعالى (در سوره طه آيه ١١٥ كه فرمايد) «هر آينه به آدم عهد كرديم پيش از آن، پس فراموش كرد و نيافتيم براى او استقامتى» (اشاره به) همين (داستان) است، چون از آن درخت خورد به زمين فرود آمد و هابيل و خواهرش توأم با همديگر (دو قلو) و پس از آنها قابيل و خواهرش توأم به دنيا آمدند، پس آدم به هابيل و قابيل دستور داد كه (براى خدا) قربانى كنند. هابيل گوسفنددار و قابيل داراى زراعت بود. هابيل قوچى از ميان گوسفندان براى قربانى آورد و قابيل قدرى از زراعت پاك نشده. قوچ هابيل از بهترين گوسفندها انتخاب شده بود، ولى زراعت قابيل از زراعتهاى پاك نشده بود، پس قربانى