الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٥٨ - حرف عين
مؤلف گويد: صدوق اين حديث را در كتاب عيون اخبار الرضا ٧ نيز روايت كرده است.[١]
دويست و سى و چهارم: حسين بن حمدان حضينى در كتاب خود از على بن عاصم كوفى حديث كند كه گفت: وارد شدم بر حضرت ابى محمد عسكرى ٧ در شهر سامرا پس آن حضرت به من فرمود: اى على بن عاصم زير پاى خود را بنگر. خوب دقت كردم فرش نرمى ديدم. فرمود:
اى على تو بر فرشى هستى كه بسيارى از پيغمبران و مرسلين و ائمه راشدين : روى آن نشسته و قدم گذاردهاند. عرض كردم: اى مولاى من! تا در دنيا هستم به جهت بزرگداشت اين فرش نعلين در پا نكنم. فرمود: اى على كفشى كه در پاى تو است پوست حيوان نجسى است كه به ولايت و امامت ما اقرار نكرده، عرض كردم: اى مولاى من بر عهده من كه ديگر كفش و نعلينى بر پا نكنم و با خود گفتم: كاش من با چشم خود اين فرش را مىديدم (و چون نابينا بود نمىتوانست ببيند) حضرت فرمود: اى على نزديك بيا. نزديك رفتم، حضرت با دست مبارك بر چشمم كشيد،
[١] عيون الأخبار ١: ٦٣.