الإنصاف فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر ت رسولی محلاتی - البحرانی، السید هاشم؛ رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٤٠٦ - حرف ميم
خشنودى خدا و خشنودى شما نيست؟ فرمود: بلى، بر خشنودى خدا و خشنودى من است، و آخرين بهره تو از دنيا شربتى از شير است كه بياشامى.
هنگامى كه (جنگ) صفين پيش آمد، عمار نزد امير المؤمنين ٧ آمده، به وى عرض كرد:
اى برادر رسول خدا! آيا به من اجازه جنگ مىدهى؟ فرمود: مهلتى ده (و اندكى صبر كن) خدايت رحمت كند، پس از ساعتى مجددا درخواست كرد همان جواب را شنيد، براى سومين بار تكرار كرد امير المؤمنين ٧ گريست. عمار به آن حضرت نظر كرده عرض كرد: اى امير مؤمنان امروز روزى است كه رسول خدا برايم بيان كرده، حضرت از استر خود به زير آمد و با عمار معانقه كرد و وداع فرمود سپس فرمود: اى ابا يقظان خدايت از پيغمبر و من جزاى خير دهد، چه نيكو برادر و رفيقى براى من بودى و گريست؛ عمار نيز گريست سپس عرض كرد: به خدا سوگند اى امير مؤمنان من به جز از روى بصيرت و بينايى پيرويت نكردم، چون در روز (جنگ) خيبر از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و اله شنيدم كه مىفرمود: اى عمار! پس از من فتنهاى شود و چون چنين شد از على و حزب او پيروى كن، زيرا او بر حق و حق با اوست و بزودى پس از من با ناكثين و قاسطين جنگ