شرح مناجات شعبانيه - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ٧١ - قضا و قدر و بداء
قضا: در عرف و لغت، حكم فيصله بخش به آنچه كه طبع واقعه اقتضا دارد، و قضا الهى نيز به همين معناست، يعنى حكم كلى خداوند متعال در نشئه علم به آنچه كه ذوات موجودات، اقتضا دارند: «و آتاكم من كل ما سألتموه» و در حقيقت، حاكم، تقاضاى برخاسته از ذوات اشيا است و بنابر اين هر حاكمى اعم از بشر و غيره، خود محكوم عليه تقاضاى طبع مورد حكم است.
قدر: عرفا و لغتا به معنى اندازه است، و قدر الهى عبارت است از مقدار و حدود و هندسه و خصوصيت زمانى و مكانى و عوارض و نظير اينها كه به هر موجود عينى، موهبت فرموده است چنانكه امام المحدثين كلينى- عليه الرحمه- از امام رضا ٧ نقل مىكند كه به يونس بن عبد الرحمن فرمودند:
تعلم ما القدر؟ قلت: لا، قال: هي الهندسة و وضع الحدود من البقاء و الفناء.[١] مىدانى قدر چيست؟ يونس مىگويد: عرض كردم: نه، امام ٧ فرمودند: قدر، هندسه يعنى اندازهگيرى ابعاد شىء در امتداد وجوديش و تعيين حدود آن از خصوصيتهاى زمانى و مكانى و عوارض ديگر آن كه در بقا يا فناء آن دخيلند.
و براى هيچ يك از موجودات ياراى فرار از محدوده تقدير شده نيست، و اين حدود و مرزهاى زمان و مكان و اعراض و نسبتهايى كه با موجودات سابق و لاحق و مقارن دارند، همچون
[١] - اصول كافى، ج ١، ص ١٥٨