شرح مناجات شعبانيه - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ٢١٩ - رضاى خداوند
رضاى حضرتش به غضب و سخط مبدل گردد، و رحمت و نعمتش را از وى منع فرمايد و عقوبت و نعمت بر او نازل كند، چه رضا و سخط چنانكه گفتيم از صفات افعال و تغيير و تبديل پذيرند.
و تعاريفى كه اهل معرفت و اخلاق براى رضا كردهاند، به ترسمى كه ما از رضا نموديم بر مىگردند، مثلا عارفى گفته: «رضا همدمى و ملازمت با مراد خداوند متعال است به نحوى كه از عبد هيچگونه اختيار و ارادهاى بروز نكند، و شبههاى عارض وى نگردد و مآلا فنا اراده عبد در اراده خداى عز و جل» يا: «رضا عدم احساس مصائب و بليات نيست، بلكه رضا همانا عدم اعتراض به قضاى حقتعالى است.» يا «رضا استواء دل بنده نسبت به قضاى الهى است چه عطا باشد چه منع و استقامت سرش نسبت به احوال چه جلال باشد يا جمال، چنانكه اگر به منع واقف شود يا به عطاى حق عاكف شود، به نزد وى متساوى باشد يا اگر به اخگر هيبت و جلال بسوزد، يا به نور لطف و جمال بيفروزد، سوختن و فروختن در سر مستقيمش يكسان باشد.» و بر اين منوال است تعبيرات ديگرى كه در اين باب آمده و راز اختلاف تعاريف در اين گونه معانى، به اين شرح است:
رضا در ما از كيفيات نفسانيه است، همانند ديگر كيفيات نفسانيه و از امور وجدانيه است نظير ساير وجدانيات، مثل حب و بغض و لذت و الم كه شناخت جزئيات و مصاديق آنهاست، زيرا علم به آنها، علم حضورى است، يعنى عين حقيقت هر يك در نفس