شرح مناجات شعبانيه - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ٢٠٦ - ولايت خداوند
وسيله ضرورى است، چه انسان موجودى است كه بالفطره ناگزير از زندگى اجتماعى و تعاونى است و چنين معيشتى، نيازمند به اظهار آنچه در ضمير دارد مىباشد، و از اين روى خداى قاضى الحاجات او را به ادوات نطق، مجهز فرمود و بيان مقاصدش را با الهام وضع الفاظ به وى تعليم داد و به فضيلت بيان و سخنگويى، او را بر ساير حيوانات برترى بخشيد.
آدمى، پس از توفيق الهام به وضع الفاظ در برابر معانى و ايجاد پديدهاى كه آن را زبان يا لغت مىنامند، طبعا در مقام وضع، الفاظ را در مقابل امور محسوسه قرار مىداده، زيرا امور محسوسه اقدم در شناخت بودهاند و انگيزه وضع الفاظ، به خاطر تفاهم مقاصد و معانى شناخته شده مىباشد، سپس در معانى غير محسوسه پس از شناخت آنها، به وضع جديد يا به عنايت و مناسبت استعمال مىنمايد، و به اين وسيله مقاصد غير محسوسه خويش را ابلاغ مىكند و نيازمندى به اعلان مقاصد، همانگونه كه منشأ وضع الفاظ و لغات بوده، منشأ اختراع خط و كتابت نيز مىباشد و به وسيله خط و كتابت با كسانى كه به مكان يا زمان از وى دورند، سخن مىگويد و مقاصدش را به آنان ابلاغ مىنمايد.
بنابراين، لفظ «ولايت» نيز ابتدا براى قرب امور محسوسه به همديگر وضع گرديده و بعدا به وضع يا به عنايت در امور غير محسوسه مانند محبت و يارى و تدبير امور و زمامدارى و نظير اينها استعمال شده و معنى قرب و نزديكى در همه مشتقات و موارد