شرح مناجات شعبانيه - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ١٨٢ - قلب و اطوار مختلف آن
دفين در ضمير ناخودآگاه را در عرصه آگاهى مىآورند بدون اينكه راز اين ارتباطات به درستى درك شود.
در اين فراز مورد بحث، عطاياى «قلب مشتاق و زبان صادق و نظر حق» با توصيف و تقييد مخصوصى از حضرت «الله» تبارك و تعالى مسألت شدهاند، كه انگار اين خواستههاى همت آفرين با ما آشنا بودهاند و در فطرت ما با حجاب غفلت رو پنهان كرده بودند و با زمزمه به اين فراز بيادمان آمدند و اين باور را در ما پديد آوردند كه ممكن است با بندگى خداى تعالى، زير چرخ كبود، ز هر چه رنگ پذيرد آزاد شد، و با مركوب براق شوق إلى الله تعالى و رفرف صدق و حق گر چه خشت زير سر باشد، نه بر تارك هفت اختر، كه در محضر دنو و تدلى مىتواند پاى گذاشت و از چشمه «صاد» وضو ساخت.
و الا همان سخنشناس كه آكنده دل از شوق به لقا حقند آگاهند كه اشكال گوناگون معارف روحبخش در اين راز و نيازهاى موروث از بيت نبوت پرتوى از تجليات قلوب خدا آشيان، رجالى است منزه از همه آلودگىها كه در آينه ادعيه و مناجاتها و روايتها منعكس است، و اين رجال كه در بيوت رفيع ذكر خداى تعالى اقامت دارند، و به دلالت قدسى ماثور «ما وسعنى أرضي و لا سمائي و وسعني قلب عبدي المؤمن» قلوبشان از رحمت حق تعالى كه «وسعت كل شيء» وسيعترند و طبعا همه عوالم غيب و شهود، در آن قلوب، در تقلب و نوسانند و اين معارف جاننواز اشعه آن انوار درخشنده از آن قلوب خدا آشيان است كه بر اين خاكدان تابيده است و استضائه به آن، ويژه