شرح مناجات شعبانيه - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ٢٤٩ - بيان مشحون از ادب ايوب
ارحم الراحمينى. سوء حال خويش را در ظريفترين بيان مشحون از ادب عرضه داشته و از ابراز و تصريح به حاجت، لب فرو بسته و فقط به ذكر سبب باعث بر اين آه آتش آلود كه همان ضر و پريشان حالى است و اعتماد به صفت ارحم الراحمينى پروردگار متعال، رساترين بيان كنائى است از اينكه حاجت، روشنتر از اين است كه ذكر شود، بلكه ذكر آن موهم خلاف ادب محضر، و منافى با حفظ حضور است زيرا ارحم الراحمين بودن خداوند متعال مضافا به اينكه مختص به آن حضرت است، صفتى است مطلق يعنى از هر رحم كنندهاى بهر مرحومى رحيمتر است حتى رحيمتر از هر كسى به خويشتن است و يقينا رحيمتر از ايوب ٧ به ايوب است پس چه حاجت به بيان است، و بدين منوال است ناله جانگذاز و زارى اخگرين يونس ٧ در ظلمات زندان بطن حوت:
و ذا النون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر عليه فنادى في الظلمات ان لا اله الا أنت سبحانك انى كنت من الظالمين.[١] يادآور صاحب ماهى يونس را هنگامى كه با خشم بر قوم خويش، از ميانشان رفت و مىپنداشت ما او را در تنگنا نمىاندازيم- زندانيش كرديم- پس در تاريكيها «تاريكى شب، تاريكى ژرفاى دريا، تاريكى شكم ماهى» به زارى و افغان فرياد برآورد كه معبود و الهى جز تو نيست اى منزه از هر نقصانى، اين منم كه از زمره ستمكارانم.
اين تنها دعا از ادعيه پيمبران : است كه مصدر به اسم «رب»
[١] - انبيا- ٨٧.