شرح مناجات شعبانيه - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ١٣٨ - انبساط در شكوى و دعا
الهى حمد و ستايش بى نهايت و دائم و هميشگى از آن توست، كه همواره در فزونى است و فنا نمىپذيرد آنگونه كه دوست دارى و مىپسندى.
الهى اگر مرا به جرمم بازخواست فرمايى، من از تو پرستش مىكنم كه عفوت كجاست، و اگر مرا به گناهانم مؤاخذه فرمايى من از تو خواهم پرسيد كه مغفرت و پردهپوشى تو كجاست؟ و اگر مرا در آتش افكنى من به همه دوزخيان اعلام خواهم كرد كه دوستدار توأم!
انبساط در شكوى و دعا
چنانكه قبلا اشاره نمودم، حقيقت دعا جلب توجه مدعو به سوى دعا كننده است كه نيازمنديهاى او را به رحمت و عنايت خويش روا سازد، و طبيعى است كه قوام چنين حقيقتى، ضراعت و لابه در هيئت ادب شايسته است، يعنى عبارتى كه به وسيله آن عرض حاجت مىگردد علاوه بر منزه بودنش از أيهام طلبكارى از خداوند متعال و از أيهام تشاجر و طرح دعوى، و تجهيل و مثل اين امور، بايد در زى و هيئت ادبى شايسته مقام ربوبى باشد، و تعبيرى باشد رحمت انگيز و عنايت خيز و گر نه دعا و تضرع نيست بلكه اقامه دعوى و طرح مخاصمه بر مدعو است «و العياذ بالله».
لزوم مراعات شايستهترين ادب، نه فقط هنگام دعا و عرض حاجت است، بلكه در همه اذكار و مكالمه و خطاب با او سبحانه