شرح مناجات شعبانيه - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ١٢٥ - داستان سيد حميرى
فرمودند: از اين شير كمى در كفم بريز، او هم ريخت، ولى ملاحظه كرد كه خمر در كف امام شير گرديده، امام ٧ به او فرمودند:
امام زمانت كيست؟ عرض كرد: آن كس كه خمر را به شير تبديل فرمودند. و از امام ٧ راجع به امام غايب پرسيد، امام صادق ٧ فرمودند: امر غيبت حق است ولى امام غايب امام دوازدهم خواهد بود.
على اى حال، همين امداد الهى كه منشأ يقظه و بيدارى او از خود فريبى و تسويف گرديد، او را به اوليا عظام ملحق ساخت و حيات طيبه، بهره او نمود و ممات باكرامت نصيب او گردانيد، اما داستان حيات طيبهاش را مىتوانيد به «الغدير» جلد دوم مراجعه فرماييد كه حياتى است مغبوط و اما مكرمت مماتش را از حسين بن عون مىشنويم كه گفت:
در بيمارى موت سيد حميرى- عليه الرحمه- به عيادتش رفتم، ديدم در حالت نزع و جان دادن است و گروهى از نصاب دورش بودند. سيد مرحوم كه مردى صبيح المنظر بود، ناگهان در گونهاش نقطه سياهى پديد آمد و رفته رفته گسترده مىشد تا آنكه تمام گونهاش را گرفت، نصاب حالت شادى و شماتت گرفتند و شيعيان حاضر در آنجا غمناك شدند. مرحوم سيد از بستر مرگش يعنى بغداد، صورتش را متوجه نجف كرد و عرض نمود: «أ هكذا يفعل بمحبك يا أمير المؤمنين؟!» يعنى آيا اين چنين با دوست تو اى امير المؤمنين عمل مىشود؟! ناگهان از همان مطلع نقطه تيره، نقطه سفيد و نورانى