شرح مناجات شعبانيه - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ١١٢ - متوكلين بر غير خدا
آرزومند به غيرم را به نوميدى قطع مىكنم و در ميان مردم، لباس خوارى به اندامش مىپوشانم، و از حريم قرب خويش او را مىرانم، و به دورى از فضل و عنايتم مبتلايش مىسازم. آيا در گرفتاريها بغير من آرزو مىبندد، در صورتى كه همه گرفتاريها در دست من است؟
و به غير من اميدوار مىشود و به فكر خويش باب غير مرا مىكوبد، در حالى كه همه ابواب در دست من است؟! و جمله ابواب بسته، فقط باب من است كه به روى دعا كنندگانم باز است.
كيست آن كس كه در گرفتاريهايش به من آرزو بسته و من آرزويش را قطع كرده باشم؟ و كيست آن كس كه در مشكلى عظيم به من اميد بسته و من نوميدش كرده باشم؟
آرزوهاى بندگانم را در حفاظت خويش قرار دادم، اما به حفاظتم راضى نشدند! و آسمانهايم را از فرشتگانى نستوه از تسبيح من، پر كردهام و فرمان دادم كه بابهاى اجابت بين من و بندگانم را نبندند ولى بندگانم وعده مرا باور نداشته و به قولم اعتماد نكردند! آيا كسى كه گرفتار مصيبتى شده، نمىداند كه احدى نمىتواند آن را رفع كند جز من يا با اذن من؟ پس چرا از من روى گردان است؟ اين منم كه به جودم به وى اعطا كردم نعمتى را كه سؤال نكرده بود، سپس از او ستاندم، پس از من مسألت نكرد كه بدو بازگردانم و از غير من مسألت نمود! آيا مىپندارد من كه قبل از سؤال، ابتدا به بخشش كردم سپس سؤال شدم، سؤال كنندهام را نوميد مىكنم؟! آيا من بخيلم كه بندهام مرا به بخل نسبت دهد؟!