قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٤
استاد نجّار مىگويد: من اين مسئله را خيلى بعيد مىدانم و معتقدم خليج سوئز در آن روزگار تا درياچه مرّة (تلخ) يا نزديك آن امتداد داشته و از اين ناحيه در خليج عبور شده است؛ به عبارت ديگر، آنها از مكانى در شمال منطقهاى كه معروف به عيون موسى است، در دشتهاى آسيايى عبور كردهاند كه از سوئز بسيار دور نيست.
در تورات آمده است: خداوند باد شرق را بر دريا گسيل داشت و باد، آب را كنار زد و خشكى آشكار شد. آنگاه بنى اسرائيل گذر كردند و فرعون در پى آنان آمد و غرق شد. عبارت اين گونه است:
و خداوند به موسى گفت: ... بنى اسرائيل را بگو كوچ كنند و اما تو عصاى خود را برافراز و دست خود را بر دريا دراز كرده، آن را منشق كن تا بنى اسرائيل از ميان دريا بر خشكى راه سير شوند ....
پس موسى دست خود را بر دريا دراز كرد و خداوند تمامى آن شب، بر دريا باد شرقى شديد وزاند، دريا را خشك ساخت و آب را منشق كرد.
بنى اسرائيل در ميان دريا، بر خشكى مىرفتند و آبها ديوارهاى راست و چپ ايشان بود ....[١]
برخى در اينجا اين شبهه را مطرح كردهاند كه شكافته شدن دريا معجزه آسا نبوده، بلكه به سبب وزش تندبادها بوده است. پاسخ اين است كه كسى به ياد ندارد چنين اتفاق شگفتى در خليج تكرار شده باشد، بلكه در هيچ روزگارى، چه قبل و چه بعد از اين حادثه، شكافته شدن دريا سابقه نداشته است، پس چگونه است كه تنها وقتى كه موسى به بنى اسرائيل فرمانِ گذر از دريا مىدهد، اين اتفاق رخ مىدهد؟
[١] . سفر خروج، باب ١٤، ١٥- ٢٣.