قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٥ - به سوى مطلع شمس
ويژگىها مىباشند: كوتاه قامتى به طور عموم، پهنى سر در بيشتر افراد- كه اندازه مخچه سر آنان به ٨٠ تا ٨١ ميليمتر مىرسيد- كشيده بودن بينىها، فراوانى موهاى سر و صورت، مشكى بودن رنگ چشمها و موهاى بيشتر افراد و قهوهاى روشن بودن پوست بدنشان كه با نزديكتر شدن به ساحل، رنگ آن سيه فامتر مىشد.
اين نشانههاى بازماندگان قبايلى مهاجم است كه در اين منطقه آب و هوايى، از چهار هزار سال پيش تاكنون زندگى مىكنند و مىتوان آنها را به نژادهاى بلوچ، براهويى، هندو و بربرى تقسيم كرد.[١]
بخشى از بلوچها هماكنون در دشت كججهر تا عرض جغرافيايى ٣١ درجه شمالى زندگى مىكنند و بسيارى از آنان در دشتهاى جنوبى و شمالى سند و ناحيه يعقوب آباد ساكن هستند، اما براهويىها در اطراف «كلات» و «كوته» گرد آمدهاند و تا منطقه «ليس بيله» نيز يافت مىشوند. بلوچها- چنانكه دانشمندان نژادشناس مىگويند- از راه كرمان و سجستان، وارد صحراى مكران شدند و به سرعت، تا مرزهاى هند گسترش يافتند. البته اين مطلب بيشتر شبيه به يك پيشگويى است و شايد نزديكتر به واقع، آن است كه بيشتر آنان از نژاد هندى هستند.
براساس يافتههاى مورخان از نقشهاى بيستون، قديمىترين نام اين منطقه، مكيا «Mekia» است؛ همان گونه كه هرودوت براى ما، ياد كرده است؛ يا نام «Mykians»؛ يعنى سرزمين مكاها يا مكرانىها كه در ضمن ايالتهاى چهاردهگانه امپراتورى ايران بوده است. هرودوت در بخشهاى ديگرى از سخنش، ميكيان، يوتيان (يائوتىها) «Utians» و پريكانيان «Parikanians» را جنگجويانى همانند پاكتيان «Poktans» معرفى كرده است.
[١] . بنگريد به: تاريخ ايران، ص ٦٨.