قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥١ - دگرانديشهاى نوپيدا
٣. چگونه جنيان مىتوانند لايههاى ستبر و ضخيم آسمان را بشكافند و در آسمانها نفوذ كنند و اگر رخنه نمىكنند، چگونه مىتوانند از راه دور به اسرار آسمان گوش دهند؟ چرا جنيان از فرشتگان روى زمين استراق سمع نمىكنند؟
٤. چرا فرشتگان از گفتن خبرهاى آينده دم فرو نمىبندند تا جنيان مجال شنيدن آن را نيابند؟
٥. شياطين، خود از آتش آفريده شدهاند و آتش نمىتواند آتش را بسوزاند.
٦. چگونه اين راندهشدنها پس از نبوت و حتى پس از وفات نبى اكرم صلى الله عليه و آله ادامه دارد و حال آنكه حكمت آن (مشتبه نشدن وحى) از ميان رفته است؟
٧. پرتاب شهابسنگها در نزديكى زمين اتفاق مىافتد و اگر در مركز آسمان بود، آنها را نمىديديم.
٨. چرا شياطين اسرار مؤمنان را به كافران نگفتند؛ در حالى كه توانايى نقل اخبار جنيان به كاهنان و پيشگويان را داشتند.
٩. چرا از آغاز، از به آسمان رفتن جنيان جلوگيرى نشد تا براى راندن آنها، نيازى به استفاده از شهابهاى سوزاننده نباشد؟»[١]
فخر رازى بايد از آغاز متوجه مىشد كه قرآن به شيوه خاص خود، آرام آرام، با اين باور مبارزه كرده است؛ چنانكه در مبارزه با شراب خوارى و ديگر سنتهاى جاهلى، به تدريج و در چند مرحله عمل كرده است. همين تدريجى بودن مبارزه، زمينه نسخ احكام را فراهم
[١] . بنگريد به: التفسير الكبير، ج ٣٠، ص ٥٨٤ و ٥٨٥، با تلخيص و اختصار. فخر رازى به اين موارد پاسخهاى ضعيفى داده است كه باعث تقويت اشكال مىشود.