قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩٥ - نگاهى گذرا به اسكندر مقدونى
ناهنجارتر آنكه او حكايت موسى و فرعون و خروج بنى اسرائيل از مصر و دچار شدن طرفداران فرعون به ملخ، قورباغه، شپش و خون و نيز تبديل عصا به مار يا اژدها و امثال آن را تاريخ مىشمارد و حال آنكه ملتى بر تدوين تاريخشان، مشتاقتر از مصريان نبودند و با وجود اين، در تاريخ مصر اثرى از اين حوادث نيست؛ با اين حال، نويسنده «الفن القصصى في القرآن» همه را تاريخ مىشمارد.[١]
هنگامى كه فرعون را غرور گناه فرا گرفت و از فرمان خداوند سر برتافت و بر انكار موسى و هارون اصرار ورزيد و به فشارها و اهانتهاى گوناگون خود نسبت به بنى اسرائيل ادامه داد، خداوند به موسى فرمان داد تا او و قومش را از فرود آمدن عذاب بر آنان باخبر كند. هرگاه بر طبق وعده الهى، عذاب فرا مىرسيد، آنها به شرط برداشته شدن عذاب، گاه قول ايمان و گاه وعده رهاسازى بنى اسرائيل را مىدادند، اما هرگاه خداوند بلا را از آنان برمىداشت، نيرنگ مىزدند و پيمان خويش را مىشكستند. اوضاع بدين منوال گذشت تا آنكه آيتى بزرگتر و انتقامى هولناكتر گريبانشان را گرفت و در دريا غرق گشتند و بنى اسرائيل به سلامت رستند. آيات نه گانه بر طبق آنچه مفسران بر شمردهاند، به شرح ذيل است:
١. خشكسالى؛ بدين گونه كه آب رودخانه نيل رو به كاستى نهاد و كفاف آبيارى زمينهاى كشاورزى را نمىكرد.
٢. كاهش ميوهها به سبب بلاها و آفتهايى كه به سراغشان آمد.
٣. طوفان؛ گفته شده است كه نيل طغيان كرد و آب، خانه و كاشانه آنان را فراگرفت و آن را ويران ساخت. سيلاب به زمينهاى كشاورزى نيز سرازير شد و در
[١] . الفن القصص فى القرآن، با شرح و تعليق خليل عبدالكريم، ص ٤١٥ و ٤١٦.