قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٦ - اصحاب كهف و رقيم
ويرانههاى آبادى قوم لوط در سرزمين فلسطين بر كرانه بحرالميت، صبح و شب، در راه شام، همواره در برابر ديدگان عربهاى معاصر نزول قرآن قرار داشت:
«وَ إِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ. وَ بِاللَّيْلِ»[١]. سرزمين قوم لوط را- كه محو شده و بيابان برهوت گشته بود- ديديد، پس عبرت بگيريد و بيمناك شويد كه اگر در گمراهى غوطهور شويد و در بيراهه فرو رويد، بر سر شما نيز چنين بلايى خواهد آمد.
اصحاب كهف و رقيم
داستان اصحاب كهف، داستان تأثير ايمان در جانهاى پاك و باورمند است كه با اطمينان به باورهاى اعتقادى خود، آنها را به جاى زيورها و لذتهاى دنيا بر مىگزينند و آنگاه كه زندگى در كنار ديگر مردمان برآنان سخت شود، راه غار را در پيش مىگيرند و خداوند نيز آنان را در پناه خويش مىگيرد و از الطافش بهرهمند مىسازد و از فتنهها دور مىدارد.
درباره اين داستان، سخن فراوان است و در برخى آثار پيشينيان و اساطير به شكلهاى گوناگون ياد شده است، اما بايد به يگانه منبع ترديدناپذير، قرآن كريم بسنده كرد و ديگر گفتهها و افسانههايى را كه بىهيچ مدرك، در تفاسير جاى گرفته است، كنار نهاد؛ به ويژه آنكه خود قرآن نهى كرده است كه در اين باره از كسى پرسيده شود يا بدون آگاهى، بحث و مناظره شود: «فَلا تُمارِ فِيهِمْ إِلَّا مِراءً ظاهِراً وَ لا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً»[٢].
غار پهن و وسيع، «كهف» ناميده مىشود. «رقيم» نيز بنابر قولى، معرّب اركه
[١] . صافات، ١٣٧ و ١٣٨:« در حقيقت شما صبحگاهان و شامگاهان، بر آنان مىگذريد.»
[٢] . كهف، ٢٢:« پس درباره ايشان جز به صورت ظاهر، جدال مكن و درباره آنها از هيچ كس جويا مشو.»