قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٨ - ذوالقرنين
بزرگ مىشد ... چون منِ دانيال رؤيا را ديدم و معناى آن را طلبيدم، ناگاه شبح مردى نزد من ايستاد وآوازى را از ميان نهر اولاى شنيدم كه ندا مىداد: اى جبرائيل، اين مرد را از معناى اين رؤيا آگاه ساز. سپس جبرائيل خواب را به تفصيل، تفسير كرد تا به قوچ و آن دو شاخ مىرسد و مىگويد:
«اما آن قوچ دو شاخى كه ديدى، پادشاه ماديان و فارسيان مىباشد ....[١]
اين نكته روشن است كه كورش از جانب غرب و شمال، دو كشور ماد و پارس را يكپارچه ساخت و بابل را در جنوب تسخير كرد و فرمانروايىاش را بر دورترين نقاط گيتى گسترد.
در كتاب اشعياى نبى، باب ٤٤ آمده است:
و درباره كورش مىگويم كه او نشان من است و همه مسرّت مرا به اتمام خواهد رسانيد و اورشليم را بنا خواهد كرد و هيكل را نو بنياد خواهد كرد.[٢]
در باب ٤٥ اين كتاب اين گونه بيان شده است:
خداوند به مسيح خويش[٣]، كورش چنين مىگويد كه من دست تو را گرفتم تا ملتها را در حيطه اقتدار تو در آورم و پادشاهان به زودى، در برابر تو سر فرود خواهند آورد و دروازهها پشت سرهم، بر روى تو باز خواهد شد و مس و آهن براى تو ذوب خواهد شد و گنجها و خزائن
[١] . كتاب مقدس، عهدعتيق وعهدجديد، ترجمه از زبانهاى اصلى عبرانى و كلدانى و يونانى، كتاب دانيال، باب هشتم، ١- ٤ و ١٥- ٢١.
[٢] . كتاب اشعياء، باب ٤٤، ٢٨.
[٣] . يعنى بندهاى كه خداوند او را برگزيده است. به عيسى بن مريم نيز مسيح گفته مىشود؛ زيرا پيامبرىاست كه خداوند او را براى سعادتمند كردن امتش برگزيده است. مسيح يعنى بركت داده شده و مبارك؛ زيرا خداوند او را مبارك گردانده و در وجود او، براى بندگان مؤمنش لطف و بركت نهاده است. مسيح به همين معنا، بر كورش اطلاق شده است.