قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٩ - دگرانديشهاى نوپيدا
را راندند و شهابسنگها در كمين آنها نشستند: «وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً»[١]. گاه نيز جنيان اخبار را مىربودند؛ حتى پس از رسالت محمد صلى الله عليه و آله و پس از آنكه معجزه رخ داد و از استراق سمع بازداشته شدند: «إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ. وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ. لا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلى وَ يُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جانِبٍ دُحُوراً وَ لَهُمْ عَذابٌ واصِبٌ. إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ»[٢].
شيوه مبارزه قرآن در دوران سيطره اين افكار بر محيط جاهلى و در نخستين روزهاى دوران نزول بدينسان بود. پس از استقرار اسلام در جزيرة العرب و پس از آنكه شهرت قرآن فراگير شد و مردم داستان رانده شدن شياطين را پذيرفتند، قرآن روش ديگرى را در پيش گرفت. قرآن اعلام كرد كه جنيان اصلًا، غيب را نمىدانستند. اگر آنها از غيب آگاه بودند، پس از فوت سليمان، از مرگ او با خبر مىشدند و مدتى را در شكنجه و سختى به سر نمىبردند: «فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ»[٣].
اين شيوه گفتمان قرآن موجب به اشتباه افتادن برخى از مفسران شده
[١] . جن، ٩:« و در آسمان براى شنيدن، به كمين مىنشستيم، اما اكنون هركه بخواهد به گوش باشد، تيرشهابى در كمين خود مىيابد.»
[٢] . صافات، ٦- ١٠:« ما آسمان اين دنيا را به زيور اختران آراستيم و آن را از هر شيطان سركشى نگاه داشتيم؛ بهگونهاى كه نمىتوانند به انبوه فرشتگان عالم بالا گوش فرا دهند و از هر سوى پرتاب مىشوند. با شدت رانده مىشوند و عذابى هميشگى دارند؛ مگر كسى كه يكباره استراق سمع كند كه شهابى شكافنده از پى او مىتازد.»
[٣] . سبأ، ١٤:« هنگامى كه[ سليمان] فرو افتاد، براى جنيان روشن شد كه اگر غيب مىدانستند، در آن عذاب خفت آور باقى نمىماندند.»