قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٣ - ٦ بازگويى الطاف حق بر پيامبران
از ديگر مقاصدى كه گاه در برخى از قصههاى قرآن دنبال مىشود، گوشزد كردن دشمنى شيطان با انسان است كه در كمين نشسته است تا همان گونه كه پدر (آدم) را فريب داد، فرزندان او را نيز از راه به در برد، از اين رو انسان بايد آگاه باشد و دشمن قسم خورده خود را بشناسد و از او غافل نگردد. اسلوب قصه براى اين هشدار، كارآمدتر است و به همين منظور قصه آدم به شيوههاى گوناگون، تكرار شده است.
به جز اهداف رسالى قصههاى قرآن- كه برشمرديم- اهداف بسيار ديگرى نيز مىتوان يافت كه بر انبوه و گستردگى و تنوع آن مىافزايد.[١]
حكمت تكرار در قصههاى قرآن
تكرار قصه در قرآن به گوناگونى هدفهاى هدايتى وتربيتى قرآن بر مىگردد. يك قصه ممكن است داراى ابعادى چند باشد و با يك بار گفتن، پيامهاى هدايتى و تربيتى آن گفته نشود، از اين رو به مناسبت، هر بار به لحاظ بُعدى از آن، تكرار مىشود و در نوبت ديگر، اين مناسبت تغيير مىكند و مناسبتى ديگر جايگزين آن مىشود.
بيشترين تكرار در داستان موسى و فرعون و سرگذشت بنى اسرائيل صورت گرفته است. اين مسئله به سبب همجوارى و آشنايى عربها با يهود و منزلت يهود نزد آنان است. افزون بر اين، سرگذشت بنىاسرائيل و رفتار آنان با پيامبران شباهت
[١] . در اين باره بنگريد به: التصوير الفنى فى القرآن، ص ١٧١- ١٨٠ و القصص القرآنى، سيد محمدباقر حكيم، ص ٣٣- ٥٦.