قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٥ - ديوار بزرگ چين
سلطه يك نفر درآمد. فاتح جديد، به خود لقب «هوانگتى» (فغفور نخست) داد ومصمم شد كه شاهنشاهى نو را از نظامى پايدار برخوردار سازد.
وى طبعى خشن و لجوج داشت، خدايى جز خود نمىشناخت و مانند بيسمارك، سر آن داشت كه سرزمين خود را با خون و آهن متحد كند. پس از ربودن تاج سلطنت، يكى از نخستين كارهايش، متصل كردن و كامل ساختن ديوارهاى مجزايى بود كه از ديرگاه براى حفظ چين از اقوام بربرى، در مرزهاى شمالى ساخته شده بود. وى متوجه شد كه براى ساختن ديوار، اين نشانه عظمت و شكيبايى قهرمانى چين، بايد از انبوه مخالفان داخلى خود سود جويد. ديوار بزرگ چين- كه ٢٤٠٠ كيلومتر طول دارد و در امتداد آن، دروازههاى بزرگى به سبك آشور تعبيه شده- عظيمترين ساختمانى است كه بشر تاكنون برپا داشته است. ولتر مىگويد:
«اهرام مصر در كنار آن، چيزى جز تودههايى سست و بىاعتبار نيست.» در طى ده سال، مردانى بىشمار در راه بناى ديوار جان باختند. چينيان مىگويند: اين ديوار مايه انهدام يك نسل و مايه نجات نسلهاى بسيار شد.[١]
بنابراين عجيب است كه برخى معتقدند اين ديوار، همان سدى است كه ذوالقرنين ساخته است! استاد محمد خير رمضان يوسف مىنويسد: گمان نمىكردم كسى در تحقيق، تا اين حد دچار اشتباه شود. اين شخص، ديوار و سد را با هم اشتباه گرفته است؛ با وجود آنكه از نظر طول، شكل و محل قرار گرفتن، تفاوت
[١] . تاريخ تمدن، مشرق زمين، گاهواره تمدن، ص ٧٦٨.