قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢ - ٣ پرورش صفات والاى انسانى
آنچه در قرآن بازگو شده، حقايق عينى است كه هيچ گونه وهم و اشتباهى در آن نيست؛ زيرا قرآن را خداوندى وحى كرده است كه كوچكترين ذرّه در آسمانها و زمين از ديدش نهان نمىماند[١] و بر نهاد آنان آگاه است و گذشته، حال و آينده در گستره علم او يكسان است. تعبير قرآنى «ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى»[٢] نيز بر اين حقيقت تأكيد مىكند.
عبرت آموزى از تاريخ، زمانى تحقق مىيابد كه خبرهاى بازگو شده راست باشد؛ چون بنابر آن است كه از تجربههاى خوب و بد گذشته پندگيرى شود و تجربه، زمانى صدق مىكند كه واقعى باشد و مجالى براى فرض و خيال در آن نباشد. قرآن حتى هنگام مثال زدن، بر واقعيتهاى سپرى شده زندگى انگشت مىنهد تا از آن درسآموزى شود؛ تجربههاى تلخ تكرار نشود و تجربههاى شيرين ادامه يابد؛ درحالى كه با فرض و پندار نمىتوان عبرت آموزى كرد.
٣. پرورش صفات والاى انسانى
قصص قرآنى به جاى نشان كردن احساسات و عواطف انسان و توجه دادن او به غرايز نفسانى، به پرورش اخلاق نيك و صفات عالى در او مىانديشد؛ زيرا حركت فردى يا گروهى در مسير تكامل، پس از عقيده به خدا و فرستادگان او و باور داشتن جهان آخرت، بر پايه اخلاق استوار است. پذيرش خصلتهاى والا و نيك، نماد تكامل فردى و جمعى است، از اين رو شالوده جامعه انسانى از نظر اسلام، شالودهاى اخلاقى است و منش اخلاقى نيك، نشانه پيشرفت و تمدن انسان است.
[١] .« وَ ما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ وَ لا أَصْغَرَ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرَ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ»( يونس، ٦١).
[٢] . يوسف، ١١١.