قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٦
درباره موسى و ماجراهاى خوفانگيز او با فرعون و اطرافيانش نيز قضيه همينگونه است، پس چه دليل ديگرى مىتواند وجود داشته باشد كه در آثار مصر باستان نامى از آن ثبت نشده است؟
بنابراين جناب خليل عبدالكريم، آيا مىتوانى حضور موسى را در دوران گذشته مصر و تاريخ آن انكار كنى؟ آيا بنابر انديشه نوين اسلامىِ تو، به دليل آنكه برگهاى تاريخ مصر قديم، خالى از نام اوست، مىتوان وجودش را انكار كرد؟ يا باز شايد تو و ديگر همفكرانت مىپنداريد كه داستان موساى مصرى و ماجراهايى از اين دست، قصههايى مردمى است كه پايه و اساسى ندارد؟
اگر باز هم در صدد انكار وجود موسى در مصر و ولادت، بالندگى و رسالت او هستى، مرتكب گناه بزرگى شدهاى كه بايد از آن طلب آمرزش كنى.
به همين ترتيب، برگهاى تاريخ مصر باستان، ديگر ماجراهاى وى در مصر را به جرم آنكه مايه رسوايى فراعنه بزرگ مصر مىشود، ناديده انگاشته است.
دانستيم نخستين مدركى كه بنى اسرائيل در آن ثبت شده، سنگ نوشتهاى است كه در دارالآثار مصرى، با شماره ٥٩٩ موجود است و از منفتاح، پسر رامسس دوم سخن مىگويد. در اين مدرك به مناسبت و به اعتبار نابودى بنى اسرائيل به دست اين حاكم ستمگر، نام بنى اسرائيل برده شده است.
اين چنين، حقايق واژگون گشته، رسوايىها تبديل به نام نيك مىگردد و به پاى تاريخ نوشته مىشود.
نگارش اين بحث در جوار مرقد مطهر امام رضا عليه السلام در خراسان، درظهر روز جمعه، شانزدهم ربيع الثانى سال ١٤٢٣ ه ق برابر ١٣٨١ ه ش به پايان رسيد.
والحمد للَّهربّ العالمين
محمد هادى معرفت