قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٥
به گفته استاد نجّار، اين كار فقط به عنايت خاص خداوند و براى تحقق خواست او صورت گرفته است.[١]
حال كه دانستيم بيشتر پروندههاى تاريخى، درباره كارها و احوال سلاطين و غرق در بارانِ ستايش كردن آنهاست- گرچه با وارونه جلوه دادن حقايق و تبديل بدىها و خوبىها و ناديده گرفتن ديگر مسائل باشد- آيا در چنين فضايى ديگر مجالى براى بيان نيكىهاى دشمنان و تجليل از آنان مىماند؛ به ويژه آنكه اين كار باعث خدشهدار كردن بزرگان و كسر شأن آنان باشد؟
مدارك تاريخى گذشته، از خواست و تمايل خدم و حشم شاهان و اسيران گذر نمىكرد و همه دغدغهها اين بود كه شأن و مقام آنان بزرگ داشته شود و چيزى ياد نشود كه عيب و نقصى بر آنان وارد سازد؛ بنابراين بزرگان، تاريخ را طبق ميل و گرايشهاى خود ديكته مىكردند، از اين رو خوبىهاى آنان- گرچه ساختگى بود- با شرح و تفصيل ياد مىشد و زشتىهايشان زدوده شده، به دست فراموشى سپرده مىشد.
در گذشته دانستيم كه حاكمان مقدونى پس از سلطه بر ايران، در از ميان بردن افتخارات خاندان هخامنشى كوشيدند؛ به گونهاى كه طومار آن پيچيده شد و حتى خود ايرانيان آنان را به فراموشى سپردند؛ چرا كه چندين قرن، همواره براى تاريك ساختن تاريخ گذشته تلاش شد. آيا اين شگفتانگيز نيست كه ياد كورش و افتخاراتش و حتى اسم و رسمش نيز نزد بزرگترين تاريخدان ايران، حكيم فردوسى فراموش شده و سخنى از وى به ميان نيامده است. يكى از پيامدهاى مهم سلطه بيگانگان بر كشورها [فراموش شدن تاريخ گذشته] همين است.
[١] . قصص الانبياء، عبدالوهّاب نجّار، ص ٢٠٤ و ٢٠٥.