قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩٧ - نگاهى گذرا به اسكندر مقدونى
٢. تبديل رود نيل به خون به مدت هفت روز و مردن ماهيان و گنديدن آب آن (باب ٧: ١٧- ٢٤).
٣. بالا آمدن قورباغه از رود به سرزمين مصر و تنگ شدن عرصه بر مصريان؛ تا آنجا كه تمام سرزمين مصر را پوشاندند (باب ٨: ١- ١٠).
٤. فراوان شدن پشهها در مصر بر مردم و دامها (باب ٨: ١٦- ١٩).
٥. فراوان شدن بيش از حد مگس در سرزمين مصر و خانه مصريان؛ به گونهاى كه زندگى را بر آنان حرام كرده بود (باب ٨: ٢٠- ٢٤).
٦. شيوع وبا در ميان چهار پايان مصريان (باب ٩: ١- ٧).
٧. گسترش زخمها در مردمان و دامها (باب ٩: ٨- ١٢).
٨. باريدن تگرگهاى بزرگ كه منجر به نابودى كشتزارها و انسانها شد (باب ٩:
١٣- ٣٥).
٩. فراوانى ملخ كه كِشتها و ميوهها را تباه كرد (باب ١٠: ١- ١٥).
١٠. تاريكى آسمان تا سه روز (باب ١٠: ٢١- ٢٣).
١١. مردن تمامى نخست زادگانِ انسان و بهايم (باب ١١: ١- ٩).
١٢. سپيدى دست (باب ٤: ٦- ٩).
فرعون معجزات الهى را مشاهده كرد، اما به خيره سرى خود ادامه داد و بر كفر خويش اصرار ورزيد و زجر و شكنجه بنى اسرائيل را از سر گرفت؛ در حالى كه به زور وقدرت خويش مىنازيد. بهطور طبيعى بنىاسرائيل از بىانصافى و ستمى كه در حق آنان روا داشته مىشد، نزد موسى فرياد شكايت بردند. او آنان را بهشكيبايى و استمداد از خداوند سفارش مىكرد و وعده پيروزى و نيك فرجامى مىداد، اما اين دردشان را درمان نمىكرد و غمهايشان را تسكين نمىداد. به موسى مىگفتند:
پيشاز آنكه تو به سراغ ما بيايى، مورد آزار قرار مىگرفتيم و پس از آن نيز اوضاع