قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٠ - دگرانديشهاى نوپيدا
است؛ زيرا اين مسائل [مطرح شده در سوره صافات] را جدى گرفتهاند و به بحث درباره اجرام آسمانى پرداختهاند كه آيا پيش از محمد صلى الله عليه و آله وجود داشتهاند؟ اگر در گذشته بودهاند، چگونه ناگهان دفع كننده شيطان شدهاند؟ بدين منوال با مطرح كردن اين گونه مسائل، عرصه را بر خود تنگ كردهاند.
در تفسير رازى، ذيل اين آيه آمده است: «نقل مىشود كه دليل اين مسئله آن است كه جنيان خبرهاى آسمانى را استراق سمع مىكردند، اما زمانى كه حضرت محمد صلى الله عليه و آله مبعوث شد، آسمانها نگهبانى كردند و براى شيطانها كمين گذاشته شد. هريك از آنان كه براى استراق سمع بالا رود، شهابى به سوى او پرتاب شده و خواهد سوخت تا آنان اين خبرها را به زمين نياورند و به مردم نگويند و سبب در آميختن امر بر پيامبر و شك مردم نشوند. بنابراين سبب فرود ناگهانى شهابسنگها و مقصود از «وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ»[١] همين است.
برخى به جهات زير، به اين مسئله خدشه وارد كردهاند:
١. فرود سنگهاى آسمانى در كتابهاى گذشتگان ياد شده است و آنان گفتهاند: هنگامى كه زمين با خورشيد گرم مىشود، بخارى خشك از آن بالا مىرود. هنگامى كه اين بخار به آتشى كه نزديك ستارگان و مسير اجرام آسمانى است، برسد، شعلهور مىگردد. اين شعله همان شهاب سنگ است.
٢. جنيان با وجود آنكه مىبينند هزاران نفر از آنان مىسوزند، چگونه باز جسارت كرده، كار آنان را انجام مىدهند.
[١] . ملك، ٥:«[ آسمان دنيا را با چراغهايى، زينت داديم] و آن را مايه طرد شياطين گردانيديم.»