قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٣ - ناقه صالح
بوده است.[١]
البته در قرآن به بعد ديگرى از استثنايى بودن آن اشاره شده كه عبارت است از تقسيم آب ميان ناقه و قوم: «إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَ اصْطَبِرْ. وَ نَبِّئْهُمْ أَنَّ الْماءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ»[٢]، «قالَ هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ. وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ»[٣].
حسن بصرى مىگويد:
ناقهاى مانند ديگر ناقهها بوده است و اعجازش در اين بوده است كه همه آب آشاميدنى آن منطقه را در يك روز مىنوشيد.[٤]
اين، مطالبى بود كه درباره ناقه استثنايى صالح، در قرآن آمده است، اما خداوند در قرآن به چگونگى پديد آمدن ناقه و اين كه چگونه ناقه آزادانه و بدون آسيبديدن، در زمين مىچريد و چرا آب ميان او و مردم تقسيم مىشد و حال آنكه- چنان كه قرآن اشاره مىكند- در آنجا آب فراوانى وجود داشت، اشارهاى نكرده است.[٥]
چكيده سخن شيخ محمد عبده در اين باره آن است كه از مجموع آيات بهدست مىآيد كه نشانه الهى ناقه آن بود كه فردى به آن آزار نرساند و مانع از
[١] . بنگريد به: فى ظلال القرآن، ج ٣، ص ١٣١٣ و ج ٥، ص ٢٦١٢.
[٢] . قمر، ٢٧ و ٢٨:« ما براى آزمايش آنان، ماده شتر را فرستاديم و[ به صالح گفتيم:] مراقب آنان باش وشكيبايى كن و به آنان خبر ده كه آب ميانشان بخش شده است. هر كدام را آب به نوبت خواهد بود.»
[٣] . شعراء، ١٥٥ و ١٥٦:« گفت:" اين ماده شترى است كه نوبتى، آب، او راست و روزى معين، نوبت آب شماست و به آن گزندى مرسانيد كه عذابِ روزى هولناك شما را فرا مىگيرد."»
[٤] . مجمع البيان، ج ٤، ص ٤٤٠.
[٥] .« أَ تُتْرَكُونَ فِي ما هاهُنا آمِنِينَ، فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ، وَ زُرُوعٍ وَ نَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ»؛« آيا شما را در آنچه اينجا داريد، آسوده رها مىكند و در باغها و در كنار چشمه ساران و كشتزارها و نخلهايى كه شكوفههايشان لطيف است؟»( شعراء، ١٤٦- ١٤٨).