قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٤ - به سوى مطلع شمس
اين خليج دور كند.[١]
به سوى مطلع شمس
كورش پس از فراغت از آسياى صغير- كه در غرب كشورش بود- رهسپار شرق شد تا اقوامى را كه در آنجا خودسرانه عمل مىكردند و در زمين فساد و تباهى به راه انداخته بودند، به زانو درآورد و تسليم سازد. او با آنان نبرد سختى كرد- كه هشت سال طول كشيد- و سرانجام، امنيت بر آن مناطق حاكم گرديد.
«ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ»؛ يعنى ذوالقرنين سپس راهى ديگر را دنبال كرد تا آنگاه كه به جايگاه برآمدن خورشيد رسيد كه مقصود، شرق سرزمين فارس است. «وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً»؛ خورشيد را چنين يافت كه بر قومى ابتدايى طلوع مىكرد كه در برابر خورشيد، پوششى نداشتند.
از امام باقر عليه السلام روايت شده است كه خانهسازى نمىدانستند و نمىتوانستند سقف و ديوار بنا كنند و در برابر گرماى خورشيد، به تونلها و گودالها پناه مىبردند؛ چنان كه از حسن بصرى، قتاده و ابن جُرَيج نقل شده است.
اين منطقه، بيابانى و خشك بوده و از بخش شمالى درياى خزر تا سواحل اقيانوس هند ادامه داشته و شامل سرزمينهاى مكران و سيستان و بلوچستان مىشده است. كورش براى رام ساختن ساكنان آن، هشت سال تلاش كرد.
در سال ١٩٠١ ميلادى، پژوهشهايى درباره نژادهاى انسانى در هندوستان، پيش از تقسيم آن به هند و پاكستان، انجام گرفت. در آن زمان صحراى گيدروسيا (مكران و سيستان و بلوچستان) تا مرزهاى ايران و افغانستان، تابع هند بود. اين بررسىها نشان داد كه نژاد ساكنان اين منطقه، تركى- ايرانى است كه داراى اين
[١] . مفاهيم جغرافيّة فى القصص القرآنى، ص ٢٣٩- ٢٤٥.