قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٧ - تمدن بشر در روزگار ذوالقرنين
ويرانىهاى وارد شده به آن، نمايهاى از اين هنرهاست و در واقع، تابلويى از شگفتى و زيبايى است كه جلوههاى هنر فارسى دوران هخامنشى را پساز ٢٤ قرن به نمايش مىگذارد. شگفتىها آنگاه بيشتر مىشود كه در بناى «نقش رستم»، در نزديكى «تخت جمشيد» يا به نام يونانى آن، «پرسپوليس» و آثار موجود در اين مكان، به جستوجو بپردازيم.
افزون بر اين، بناهايى پارسى وجود دارد كه از جنگها، غارتها و تغييرات آب و هوايى، جان به در برده است و به شكل مجموعهاى از آوار و خرابه كاخها، در پايتختهاى قديمى ايران، مانند «پاسارگارد»، «پرسپوليس» و «اكباتان يا همدان»، رخ مىنمايد.
همه اين آثار در بررسى مراحل پيشرفت و دگرگونى هنر ساختمان سازى و معمارى ايرانيان در دوران هخامنشيان، به ما كمك مىكند و نشان مىدهد كه هخامنشيان از تمدنهاى پيرامون خود دانش آموختند و همه هنرها را- كه شامل حرفههاى گوناگون، تكنيك و فنآورى، راهسازى، پديدههاى معمارى و هنرى و پل و سدسازى بود- به خوبى فرا گرفتند.
اين آثار در طرح و نقشه و حُسن اجر، اصالت دارد؛ به گونهاى كه ما را به اين نتيجه مىرساند كه ايرانيان از آنچه وارد كرده بودند، چيزهايى ابداع كردند كه گواه بر سبك پيشرفته و شيوه منحصر به فرد آنان است.
از آثار سنگى، پلهها، ستونها، گنبدها، تنديسهاى حيوانات و بقاياى بنايى كه كورش براى ياد بود پيروزىاش بر مادها بر جاى گذاشت، ميزان توانايى تمدن فارسى در آن روزگار روشن مىشود. آثار به جا مانده نشان مىدهد كه نقوش