قصه در قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٦ - ديوار بزرگ چين
فاحشى ميان آن دو وجود دارد و به آسانى، قابل تشخيص است.
استاد طبّاخ اظهار داشته است كه منافاتى ندارد ديوار چين از آثار ذوالقرنين باشد؛ زيرا كارگران سازنده آن، خود چينيان بودند. مقتضاى سخنى كه قرآن از وى حكايت مىكند: «فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ»[١] نيز همين است؛ يعنى با نيروى كار و با ابزار و وسايل به من كمك كنيد. همچنين منافاتى ندارد كه ساخت ديوار به حكمران چين در آن روزگار نسبت داده شود؛ زيرا اين كار به درخواست او و پيش چشم او صورت گرفته است. از آن جا كه او و ملتش توان اجراى ساخت اين ديوار را نداشتند و در برابر دشمنى قوى قرار داشتند كه ياراى ايستادگى در برابر يورشهاى او را نداشتند، از ذوالقرنين كمك گرفتند. حضور ذوالقرنين در آنجا با لشكريان بىشمارش، مغولها را وادار به سكوت و عدم ممانعت از ساخت ديوار مىكرد، بنابراين چينيان با كمك ذوالقرنين توانستند چنين ديوار عظيمى بسازند.[٢]
شگفتآورتر، مقالهاى است كه استاد محمد جميل بيهم در مجله «إخاء»، شماره ٣٢- كه در تهران، سال ١٩٦٢ ميلادى، منتشر شده است- در ردّ مقاله ابوالكلام آزاد در همين مجله نوشته است. نگارنده مىگويد:
من در سال ١٩٥٥ ميلادى، در مجله عرفان مقالهاى منتشر كردم و در آن، دليل و برهان آوردم بر اين كه ديوار بزرگ چين، همان سد يأجوج و مأجوجى است كه در قرآن آمده است و قصهپردازان درباره آن خرافهها بافتهاند. زمانى كه فرصت سفر به چين برايم فراهم آمد و اين ديوار را ديدم، اطمينانم بيشتر شد؛ به ويژه كه با دو چشم خود، قلههاى دو كوهى
[١] . كهف، ٩٥.
[٢] . بنگريد به آنچه وى در اين باره در كتابش« ذوالقرنين»، ص ٥٥ نوشته است و نيز ذوالقرنين القائد الفاتح والحاكم الصالح، ص ٣٤٧.